بررسي و داوري در مسايل اختلافي ميان دو فيلسوف اسلامي - حسنی، حسن - الصفحة ٣٥ - « نتيجه بحث»
«نتيجه بحث»
خواجه مىگويد، فخر رازى در بحث دلالت، دلالت التزام را مهجور معرّفى نموده است ولى در بيان بودن «مهمله» در قوّه جزئيّه خود را ناچار به تمسّك به همان دلالت التزام ديده است.
قطب رازى اعتراض خواجه را وارد نمىداند و در «محاكمات» مىگويد:
«اعتراض خواجه در صورتى درست است كه مراد فخر رازى از مهجور بودن دلالت التزام، عدم دلالت آن باشد، و حال آنكه چنين نيست»[١].
مىگويم دلالت مهجور به ظاهر همان عدم دلالت است.
بفرض هم كه چنين نباشد، ليكن فخر رازى آن را نامعتبر مىشمرد و مىگويد «لا يحصل التعويل عليه»[٢].
يعنى دلالت التزام قابل اعتماد و اعتبار نيست، دلالتى كه نامعتبر باشد، تمسّك به آن صحيح نيست، ولى فخر رازى با اينكه آن را نامعتبر دانسته، تمسّك به آن هم كرده است، ازاينرو مورد اعتراض خواجه قرار گرفته است.
[١].... و أنّما يرد لو كان معنى الهجرة عدم الدّلالة و ليس كذلك ... قطب رازى- محاكمات به ذيل صفحه ١٢٠ از ج ١- شرح خواجه بر اشارات- انتشارات حيدرى- تهران ١٣٧٩ ه
[٢] فخر رازى- شرح منطق اشارات- نسخه خطّى كتابخانه دانشكده الهيات تهران- ش ٣٨- ج صفحه ٧.