بررسي و داوري در مسايل اختلافي ميان دو فيلسوف اسلامي - حسنی، حسن - الصفحة ١٥٠ - « نتيجه بحث»
مقارنه، ممكن است» براى فرق ميان مقارنه بالقوّه و بالفعل بوده و دلالتى بر تفكيك «تعقّل» از «مقارنه» ندارد.
مىگوئيم جواب خواجه، تناقض كلام بو على را- آنگونه كه فخر رازى بيان داشت- رفع نمىكند چون توجيه خواجه از عبارت بو على استفاده نمىشود، زيرا در موردى بو على مىگويد:
«تعقّل عبارت از مقارنه عاقل با معقول است»[١] و در مورد ديگر مىگويد:
«پس از حصول مقارنه صورت عقلى، با جوهر مستقلّ قائم بذات، ممكن است كه جوهر مستقلّ، آن صورت را تعقّل كند»[٢].
روشن است كه در هيچيك از اين عبارات بو على، مقارنه بالقوّه و بالفعل و يا مرحله عقل هيولانى نفس و مرحله عقل بالفعل نفس، فهميده نمىشود.
ديگر آنكه بر اين كلام خواجه كه مىگويد «مقارنه نفس در مرحله عقل هيولانى با معقول، بالقوّه است و تعقّل به امكان است و چون نفس به مرحله عقل بالملكه رسيد تعقّل، فعليّت و وجوب پيدا مىكند» ايراد ديگرى وارد است و آن اينكه نفس در مرحله عقل هيولانى چون معقول را از عوارض غريبه بطور كامل تجريد نمىنمايد، نه «مقارن»، بر آن صادق است و نه «معقول». چون انطباع صورتى در نفس حاصل نشده است، نه اينكه مقارنت صدق كند و اطلاق معقول بر آن به امكان باشد به اين ايراد قطب رازى در كلام خواجه توجّه نموده است[٣].
بنابراين جواب خواجه، اعتراض فخر رازى را بر دليل بو على در اثبات اين مطلوب كه «هر معقول قائم بذات عاقل است» بطور كامل دفع نمىكند.
[١].... أنّما تعقله العاقلة بالمقارنة لا محالة .... بو على- اشارات- نقل از شرح خواجه- ج ٢- صفحه ٣٨٣.
[٢] فأذا قارنه معنى معقول كان له بالأمكان جعله متصوّرا ... مأخذ قبل- صفحه ٣٩٢.
[٣] فيه نظر لأنّ المعنى المعقول أن لم ينطبع فى النّفس لم يقارنه لأنّ المقارنة هيهنا هى مقارنة الحالّ للمحلّ، و الصّور غير حالّة فى النّفس و أن قارنه لم يكن مع الغواشى ... قطب رازى- محاكمات- ذيل صفحه ٣٩٥ شرح خواجه بر اشارات- ج ٢-