بررسي و داوري در مسايل اختلافي ميان دو فيلسوف اسلامي - حسنی، حسن - الصفحة ١٣٣ - « نتيجه بحث»
همانگونه كه قبلا بيان شد (صفحه ٢٤٩) فخر رازى منكر وجود حس مشترك مىباشد و از طرفى در اين بحث مدعى است كه مدرك معانى جزئى ممكن است حس مشترك باشد كه مدرك صور جزئى است.
در حاليكه اين دو نظريه باهم متخالفاند.
قطب رازى در «محاكمات» پاسخ خواجه را به اعتراض فخر رازى نپسنديده است و مىگويد:
«مدرك صور جزئى و معانى جزئى نفس است، ليكن بواسطه حس مشترك كه واسطه ادراك نفس از صور جزئى است، مانعى نيست كه واسطه ادراك نفس از معانى جزئى هم باشد، كه «نفس» بتوسط يك قوّه جسمانى- حسّ مشترك- هم صور جزئى را ادراك نمايد و هم معانى جزئى را، چنانچه «نفس» انواع محسوسات- شمّى، لمسى، بصرى و ...- را بوساطت حسّ مشترك درمىيابد[١]».
مىگوئيم، معانى جزئى با صور جزئى ذاتا متخالف است، نه متخالف در نوع، نظير تخالف نوعى كه ميان صور محسوسات است. حسّ مشترك اگر واسطه ادراك معانى جزئى براى نفس باشد، همانگونه كه واسطه در ادراك صور جزئى براى نفس است لازم مىآيد قوّه واحد جسمانى منشأ پيدايش افعال «متخالف بالذّات» باشد، و اين علاوه بر اينكه مخالف «قاعده الواحد» است، لازم مىآيد نفس در افعال خود نيازى به كثرت قوى نداشته باشد و حال آنكه چنين نيست.
[١].... انّ المدرك لصور الجزئيّات و معانيها هو النّفس و ليست تدرك لها بالذّات لأنّها جزئيّة جسمانيّة فلا يدركها الّا بالقوّة الجسمانيّه لكنّ الكلام فى أنّه لا بدّ أن يكون ادراكها الصّورة بقوّة اخرى، فلم لا يجوز أن يكون اءدراكها للنّوعين بقوّة واحدة جسمانيّة، كما أنّ ادراكها لأنواع المحسوسات بقوّة واحدة و هى الحسّ المشترك ...
قطب رازى- محاكمات- ذيل صفحه ٣٤١- شرح خواجه بر اشارات- ج ٢.