بررسي و داوري در مسايل اختلافي ميان دو فيلسوف اسلامي - حسنی، حسن - الصفحة ١٧٧ - « نتيجه بحث»
استحقاق عدم دارد. در صورتى كه فخر رازى يادآور شد: استحقاق عدم براى ممكن با فرض عدم علّت، معلول عدم علّت است، نه آنكه اقتضاى ذاتى آن باشد خواجه به اين اعتراض فخر رازى هم پاسخ نداد.
قطب رازى هم در «محاكمات» جواب خواجه را نپسنديده است و مىگويد:
«استحقاق عدم، حالت ذاتى ممكن نيست، چون معلول عدم علّت است، پس نبايد آن را در استدلال بر حدوث ذاتى ممكن بكار گرفت و اگر در اثبات حدوث ذاتى «ممكن»، چنين استدلال مىشد كه: «ممكن»، ذاتا اقتضاء وجود ندارد، اين عدم استحقاق وجود «ممكن»، مقدّم بر استحقاق وجود آن مىباشد. استدلال به اين مقدار در اثبات حدوث ذاتى «ممكن» كفايت مىكرد و به آنهمه تفصيل كه در كلام بو على و خواجه آمده نيازى نبوده است»[١].
[١].... انّ استحقاق العدم اذا لم تكن ذاتيّا للممكن لم يكن له دخل فى الاستدلال، بل يكفى ان يقال: الممكن بالنّظر الى ذاته لا يستحقّ الوجود من ذاته فيكون عدم استحقاق الوجود متقدّما على استحقاق الوجود و هو الحدوث الذّاتى ...- قطب الدين رازى- محاكمات- ذيل صفحه ١١٦ جزء سوم شرح خواجه بر اشارات.