بررسي و داوري در مسايل اختلافي ميان دو فيلسوف اسلامي - حسنی، حسن - الصفحة ١٤٧ - اعتراض فخر رازى بر اين كلام چنين است
اختلاف خواجه با فخر رازى در «شرطيّت قائم بذات» براى اين قضيّه كه «هر معقولى عاقل» است
به اعتقاد بو على، هر معقول، بشرطى «عاقل» است كه قائم بذات باشد. فخر رازى اعتراضش اين است كه چنين شرطى لازم نيست، اختلاف ما هوى معقولى با معقول ديگر در عاقليّت «معقول» كفايت مىكند.
خواجه بدفاع از بو على اعتراض او را پاسخ مىدهد. ابتدا كلام بو على و سپس سخنان فخر رازى و خواجه را مىآوريم.
كلام بو على در «اشارات» بر اينكه هر معقولى عاقل است چنين است:
«هر معقول شأنيّت مقارنت با معقول ديگر را دارد، بهمين جهت است كه با معقول ديگر هم تعقل مىشود و قوه عاقله آن معقول را بمقارنت درمىيابد، پس اگر معقول، بذات خود قائم باشد، حقيقت و ماهيتش را در مقارنت با معقول ديگر مانعى نخواهد بود، مگر آنكه ماهيت آن معقول در وجود آغشته و آميخته بماده باشد كه مانع از مقارنت با معقول ديگر گردد، پس اگر ماهيت معقولى از ماده بدور مانده باشد، از مقارنت صورت عقلى ديگر با او، امتناعى ندارد، پس مقارنت معقولى با معقول ديگر و تعقل او معقول ديگر را (چنانچه قائم بذات باشد) ممكن است و ضمنا آن معقول تعقلى از ذات خود نيز خواهد داشت (چون تعقل مىكند كه عاقل غير است). اگر بگوئى آن صورتى كه قوام آن بماده است وقتى كه در عقل از مادّه مجرد گرديده باشد مانع معقول بودن، از او برطرف مىشود چرا به آن صورت معقول، نسبت داده نمىشود كه آن نيز عاقل است، پاسخ اين است كه آن صورت تجريد شده از ماده در عقل قائم بذات نيست، ازاينرو قابل و پذيراى صورت معقول ديگر نيست، بلكه مقارنت اينگونه صور باهم بلحاظ ارتسام آنها در قوّه عاقله است و هيچيك را اولويّتى نيست از اينكه صورت ديگر در آن حلول نمايد»[١].
اعتراض فخر رازى بر اين كلام چنين است:
«آنچه بو على آورد كه صور تجريد شده از اشياء مادّى، يكديگر را تعقّل نمىكنند، چون حالّ در
[١] و كلّ ما يعقل فمن شأن ماهيّته أن يقارن معقولا آخر و بذلك يعقل ايضا مع غيره و أنّما تعقله العاقله بالمقارنة لا محالة فأن كان ممّا يقوم بذاته فلا مانع من حقيقته أن يقارن المعنى المعقول اللهمّ الّا أن تكون ذاته ممنوّة فى الوجود بمقارنة امور مانعة عن ذلك من مادّة ... فأن كانت حقيقته مسلّمة لم يمتنع عليها مقارنة الصورة العقليّة ايّاها فكان لها ذلك بالأمكان و فى ضمن ذلك امكان عقله لذاته ... و أن الصورة الماديّة فى القوام .... ليست مستقلّة بقوامها قابلة لها يحلّها من المعانى المعقولة بل القابل لهما جميعا فليس احدهما بأن يكون مرتسما فى الأخر من الأخر ...- بو على- اشارات- نقل از شرح خواجه- ج ٢- صفحه ٣٨٣.