بررسي و داوري در مسايل اختلافي ميان دو فيلسوف اسلامي - حسنی، حسن - الصفحة ٧٦ - « نتيجه بحث»
خواجه اين بيان فخر رازى را در تشخّص هيولى و صورت نمىپسندد و مىگويد:
«تشخّص هيولى به ذات صورت- صورت مطلق- صحيح است، ولى تشخّص صورت، به ذات هيولى درست نيست، زيرا هيولى صرف قابليّت و استعداد است، ممكن نيست بحسب ذات خود، علّت فاعلى تشخّص صورت باشد، بلكه علّت قابلى تشخّص صورت است و علّت فاعلى تشخّص صورت، عوارض غريبهاند. مراد بو على هم از اينكه: «تشخّص هريك از هيولى و صورت به ديگرى است». همين معنى است، يعنى ذات صورت مطلق، علت فاعلى تشخّص هيولى است و هيولاى مشخّصه، علّت قابلى تشخّص صورت مىباشد و دورى هم لازم نمىآيد. اين كلام فخر رازى كه «شىء مطلق موجود نيست» درست نيست زيرا شىء مطلق كه بدون قيد اطلاق و تقيد، لحاظ گردد داراى وجود خارجى و ذهنى است و با قيد اطلاق، فقط در عقل موجود است. قول فخر رازى به اينكه، انضمام وجود با ماهيّت، فرع بر وجود آنها نيست وگرنه بايد براى هريك از وجود و ماهيّت در قبل از انضمام، وجودى باشد، غلط است. چون سخن در مادّه و صورت است، نه در وجود و ماهيّت، اجراى احكام خارجى بر امور عقلى صحيح نيست»[١].
«نتيجه بحث»
فخر رازى در مسئله تشخّص هيولى و صورت معتقد است كه ذات هريك از هيولى و صورت علّت تشخّص ديگرى است و علّيت ذات هريك در تشخّص ديگرى، فرع بر انضمام ذات هريك با ذات ديگرى است، ولى فرع بر تشخّص آن ذات نخواهد بود، انضمام دو امر مطلق- غيرمتشخّص- نظير انضمام وجود و ماهيّت ممكن است چون براى ماهيّت در قبل از اين انضمام، وجودى نيست.
خواجه مىگويد، ممكن نيست ذات هيولى علّت تشخّص صورت باشد، چون هيولى قابل است و قابل فاعل نخواهد بود. صحيح آن است كه صورت، علّت فاعلى تشخّص هيولى است و هيولى علّت قابلى صورت.
[١] اقول: تشخّص الهيولى بذات الصّورة معقول ... و تشخّص الصّورة بذات الهيولى فليس بمعقول ... فأنّ ذات الهيولى حقيقة قابليّة ... الفاعليّة هى الأعراض كالوضع و الأين ... قوله: الشىّء المطلق غير موجود، فليس بصحيح و ذلك الشىء المطلق يمكن أن يؤخذ بلا شرط الأطلاق و التّقيد ... فهو موجود فى الخارج و العقل ... أمّا الجواب بانضمام الوجود الماهيّة فغير صحيح لأنّهما امران عقلّيان ... خواجه نصير طوسى- شرح اشارات- ج ٢- صفحه ١٥١.