بررسي و داوري در مسايل اختلافي ميان دو فيلسوف اسلامي - حسنی، حسن - الصفحة ٥١ - « نتيجه بحث»
آهنى» كه مرادف آن است، بكار رفته است، در اين صورت، اگر ميان صغرى و نتيجه فرقى نباشد، اصلا قياسى وجود نخواهد داشت و اگر فرقى باشد، در قوّه قياسى است كه صورت آن چنين است «زيد مقتول به شمشير است و مقتول به شمشير، مقتول به آلت آهنى است، پس زيد مقتول به آلت آهنى است». مثالى هم كه فخر رازى آورده، حلّ آن بهمين ترتيب است، زيرا محمول در نتيجه «مساوى مساوى- ج-» اگر با محمول در صغرى «مساوى- ب-» فرقى نداشته باشد كه اصلا قياسى وجود نخواهد داشت و اگر فرقى داشته باشد. صورت صحيح آن قياس چنين است «- الف- مساوى- ب- است و مساوى- ب- مساوى مساوى- ج- است، پس- الف- مساوى مساوى- ج- است». بنابراين نتيجه قياس مساوات بواسطه «مساوى مساوى، مساوى است، كه در تقدير است»[١]
«نتيجه بحث»
اعتراض فخر رازى اين است كه اگر در قياس، تكرار حدّ وسط لازم است، پس چرا در قياس مساوات، حدّ وسط، درست تكرار نمىشود، در اين مثال «- الف- مساوى- ب- است و- ب- مساوى- ج- است، پس- الف- مساوى مساوى- ج- است. حدّ وسط درست تكرار نشده است.
خواجه به شرحى كه گذشت، پاسخ داد، و به ذكر مجدّد آن نيازى نيست.
در پايان اين مطلب را يادآورى مىنماييم، اين اشكالى را كه فخر رازى طرح كرده، قبل از او بو على خود در «منطق اشارات» و در «شفا [٢]»، يادآور شده است كه گاه با عدم تكرار حدّ وسط، نتيجه قياس اقترانى صحيح است و سپس راهحلّى هم، از اين اشكال ارائه داده است. عمرو بن سهلان مساوى هم، در بصائر النصيريّه[٣] همين اشكال و جواب آن را آورده است.
[١] الجواب: انّا اذا قلنا:- ١- مساولب و- ب- مساولج- ... يكون ذلك كما قلنا: زيد مقتول بالسّيف و السّيف آلة حديديّة فزيد مقتول بآلة حديديّة، فهذه القضيّة الاولى، اءلّا أنّ السّيف قد حذف و اقيم مقامه ما هو مقول عليه ثمّ لا يخلو اءمّا أن يكون بين المفهوم المقتول بالسّيف و مفهوم بآلة حديديّة تغاير ... فهو فى قوّة قياس صورته ... و اءن لم تكن تغاير ... لا يكون ذلك قياسا ... خواجه نصير الدين طوسى- شرح اشارات- انتشارات حيدرى- تهران ١٣٧٩ ه- ج ١- صفحه ٢٧٧.
[٢] بو على- شفا- كتاب قياس- از كتب خطّى مجلس شورى- شماره ١٨٩٣.
[٣] عمرو بن سهلان مساوى- بصائر النصيريّة- مطبعه بولاق- مصر ١٣١٦ ه- شماره ٩٤٤/ ١٥ كتابخانه مجلس شورى.