بررسي و داوري در مسايل اختلافي ميان دو فيلسوف اسلامي - حسنی، حسن - الصفحة ١١٧ - « نتيجه بحث»
مىگوئيم، اين جواب كه فخر رازى داده، دليل نخواهد بود كه علم بمعنى اضافه درست باشد، بلكه مىتواند دليل بر درستى قول كسى باشد كه علم را از مقوله ديگر غير از كيف و اضافه محسوب داشته است.
آنچه هم كه فخر رازى مىگويد:
«معقول اگر همان عاقل باشد، تعدّد اعتبارى عاقل و معقول، در صحّت اضافه كفايت مىنمايد» (ر. ك. به صفحه ١١٤)
منافى است با آنچه كه قبلا از «شرح اشارات» او آورديم كه در ضمن مطلبى بيان داشت:
در اضافه شىء بخودش و ايجاد شىء خود را، نمىتوان حيثيّت اعتبارى را در تغاير طرفين اضاه و در تغاير موجد (بكسر جيم) و موجد (بفتح جيم) كافى دانست[١].
بعلاوه علم «نفس» بخودش و علم حق تعالى بذاتش از نوع علم حضورى است.
طبق تحقيق متأخرين «علم» مقول بتشكيك است، تمام مراتب آن از يك مقوله نيستند، بلكه هر مرتبهاى از آن داخل در مقوله خاصّى است، چنانچه حاجى سبزوارى در «شرح منظومه» مىگويد:
«علم داراى مراتبى است، بعضى از آن مراتب «جوهر» است- خواه جوهر ذهنى مانند كلّيات جواهر و يا جوهر خارجى، مانند علم نفس بذات خود- و بعضى از مراتب آن «واجب» است مانند علم حق تعالى بذات خود چون علم حق تعالى عين ذات او است و بعضى از مراتب هم كيف نفسانى، يعنى حصول صورت در عقل مىباشد»[٢].
خواجه گرچه در «شرح اشارات» به اعتراضات فخر رازى در بودن علم، از «مقوله كيف» پاسخ داد، ولى اين را نمىتوان استفاده نمود كه او «علم» را در تمام موارد از «مقوله كيف» مىداند، چون معتقد است علم حق تعالى از نوع «علم حضورى» است. ولى از اينكه مىگويد:
فخر رازى در آن مورد كه معلوم وجود خارجى ندارد، «علم» را از «مقوله اضافه» نمىداند، اين در
بقيه پاورقى از صفحه قبل- كان المعقول هو ذات العاقل استحال من ذلك العاقل ان يعقل ذلك المعقول ألّا عند وجوه فلا جرم لا حاجة الى ارتسام صورة اخرى منه فيه، بل تحصل لذاته من حيث هو عاقل اضافة الى ذاته من حيث هو معقول و تلك الأضافة هى التعقّل ... فخر رازى- المباحث المشرقيّه- ج ١- صفحه ٣٣١.
[١]... كما أنّ هذا القدر (اى التغاير بحسب الأعتبار) لا يقتضى صحّة كون الشّىء مضافا الى نفسه او موجدا لنفسه ... فكذا هيهنا (اى فى حصول صورة الشىء فى نفسه). فخر رازى- شرح اشارات- ج ١- صفحه ١٣٦.
[٢]علم و أن بدت له مراتب او بعضه جواهر بل واجب فبعضه كيفيّة نسبيّة ... حاجى هادى سبزوارى- شرح منظومه حكمت.