بررسي و داوري در مسايل اختلافي ميان دو فيلسوف اسلامي - حسنی، حسن - الصفحة ٧ - آراء خاصه فخر رازى
ضمنا اراء خاصه و نظرات متناقض هريك نيز مورد توجه قرار گرفته كه به پاره از آنها اشاره مىشود.
آراء خاصه فخر رازى:
١- دلالت التزام از دلالات معتبر در منطق نيست (صفحه ٢٤).
٢- لازم نيست حد مركب از تمام مقومات باشد و نيز لازم نيست كه حد مركب از جنس و فصل فقط باشد (صفحه ٢٩).
٣- قضيهاى كه محمول آن «فعل» يا «اسم مشتق» باشد، جهت مطابقه لفظ با معنى، به رابطه اضافى نياز ندارد (صفحه ٤١).
٤- در قضيه «معدولة المحمول»، حكم ايجابى محال است و نيز آنچه مىگويند كه ممكن است سالبه به انتقاء موضوع باشد درست نيست (صفحه ٣٦).
٥- شروط متناقضين منحصر است در وحدت موضوع و محمول (صفحه ٤٣).
٦- در عكس مستوى قيد «كليت»- كل محمول موضوع و كل موضوع محمول- لازم است (صفحه ٤٦).
٧- تكرار حد وسط، شرط انتاج قياس نيست (صفحه ٥٠).
٨- تقدم علّى را منكر است و مىگويد آنچه در كلام بو على آمده كه «وجود، اول براى علت حاصل است بعد براى معلول»، كلامى است مجازى، و اگر مراد بو على تاثير علت باشد ديگر بر مفهوم تقدم دلالتى ندارد و ... (ص ١٨٣).
٩- قاعده «الواحد» درست نيست، بر دليل اثبات اين قاعده اعتراض وارد مىكند (صفحه ٢١٧).
١٠- عليت عقل فعال را بر صورت جسميه انكار مىنمايد (ص ٢١٠ و ٢١١).
١١- اعتقاد به اصالت ماهيت درست است و مىگويد ماهيت حق تعالى موثر در وجود او است به اين عبارت «... انا ندّعى ان الموثر فى وجود الله تعالى هو نفس ماهيته فقط ...» (ص ٢٢٩).
١٢- جعل وجود و ماهيت باهم صحيح است. پس از آنكه براى هريك از قول به تاثير علت، در وجود فقط يا در ماهيت فقط يا در اتصاف، تالى فاسدى ذكر مىكند و نتيجه مىگيرد كه تاثير علت، در وجود و در ماهيت است باهم و از اين راه ثابت مىكند باطل بودن قاعده «الواحد» را، به اين عبارت «و الذى يدل على انه ليس تاثير العله فى الوجود فقط بل و فى الماهيه ايضا، ان الوجودات» ... (صفحه ٢١١).