بررسي و داوري در مسايل اختلافي ميان دو فيلسوف اسلامي - حسنی، حسن - الصفحة ١٤٥ - « نتيجه بحث»
«نتيجه بحث»
فخر رازى بر دليل اثبات تجرّد و غيرجسمانى بودن «نفس» اعتراضاتى وارد كرد و خواجه جواب داد- به تفصيلى كه گذشت- اكنون چند مطلب در تأييد نظر خواجه، يادآورى مىگردد:
١- فخر رازى در «شرح اشارات» بر اين كلام بو على كه «صور عقلى تقسيمناپذير و غيرجسمانىاند، از حلول آنها در «نفس» تجرّد و غيرجسمانى بودن «نفس» ثابت مىشود چنين اعتراض وارد نمود: صور عقلى نه مجرّدند، نه كلّى چون مقرون بعوارض غريبه- مانند تشخّص صورت عقلى و حلول آن در محلّ جزئى و ...- مىباشند. پس از حلول اين صور در نفس، تجرّد «نفس» ثابت نمىشود. ليكن فخر رازى در المباحث المشرقيّه صور عقلى را مجرّد از عوارض غريبه معرفى مىكند به اين بيان:
«صورت عقلى حالّ در نفس، كلّى است چون صورت عقلى- مانند صورت عقلى انسان- در نفس كه حضور يابد از تمام عوارض غريبه خارجى عارى و مجرّد است. صورت عقلى انسان در نفس گرچه صورت واحدى است ولى بلحاظ نسبتهاى متعددّى كه به افراد خارجى پيدا مىكند كلّى است، تناقضى هم نخواهد بود چون بنظر استقلالى كه به آن «صورت» لحاظ شود صورتى جزئى و حالّ در نفس جزئى مىباشد و بنظر مرآتى- بجهت تعدّد نسبتى كه به افراد خارجى دارد- كلّى است»[١].
بنابراين فخر رازى در «شرح اشارات» كه بر قول بو على در تجرّد و كلّيت صور عقلى اعتراض وارد مىكند، در «المباحث المشرقيه» كلّيت و تجرّد صورت عقلى را اثبات مىكند و نظرش موافق است با اعتقاد خواجه كه در جواب اعتراض او آورده است.
شايد توجّه خواجه به اين كلام فخر رازى بوده كه در «شرح اشارات» مىگويد:
فخر رازى كه كليّت صورت عقلى را بلحاظ جزء مشترك موجود در خارج مىداند، در جاى ديگر، اين قول خود را نقض نموده است[٢].
[١].... فى تحقيق كون الصورة العقليّة كليّة ... فالصورة العقليّة اذا استحضرت ... تكون مجرّدة عن جميع العوارض و اللّواحق الغريبة الخارجيّة ... أنّ تلك الصّورة النفسانيّة هيئة جزئيّة ... لكن بحسب اعتبارات مختلفة تكون كليّة و جزئيّة، فمن حيث أنّ هذه الصّورة صورة مّا فى النّفس فهى جزئيّة و هى من حيث أنّها مشترك فيها الأشتراك المذكور ... فهى كليّة و لا تناقض بين الأمرين .... فخر رازى- مباحث المشرقيّه- ج ١- صفحه ٣٣٣.
[٢].... و العجب منه أنّه ناقض بتحقيقه هذا، ما قال فى مواضع غير معدودة و هو أنّ الكلّيات لا ترجد فى الخارج ...
فخر رازى- شرح اشارات- ج ٢- صفحه ٣٢٧.