بررسي و داوري در مسايل اختلافي ميان دو فيلسوف اسلامي - حسنی، حسن - الصفحة ٩٧ - دليل فخر رازى در المباحث المشرقيه چنين است
استقرار، مقارن مىگردد مانند حركت و غيره عنوان متقدّم و متأخّر بر آن صدق خواهد كرد چون به اين طريق تقدم و تأخّر عارض بر آن مىشود. فرق تقدّم و تأخّر ذاتى و غيرذاتى نيز همين است و لذا تصور امروز و ديروز، در تأخّر امروز از ديروز كفايت مىكند، ولى تصوّر عدم و وجود، در تقدم يكى از آن دو بر ديگرى كفايت نمىكند. جز بعروض تقدم بر يكى از آنها[١]
«نتيجه بحث»
بو على از طريق قابل اجتماع نبودن قبليّت عدم حادث با بعديّت وجود آن، وجود زمان را اثبات نمود. فخر رازى اعتراضاتى وارد كرد، از جمله آنكه قابل اجتماع نبودن قبليّت عدم حادث با بعديّت وجود آن در دلالت بر وجود زمان فرع بر وجود خارجى قبليّت و بعديّت است در حالى كه وجود خارجى ندارند وگرنه از اتّصاف عدم حادث به قبليّت اتّصاف معدوم به موجود لازم مىآيد كه محال مىباشد. همچنين اگر قبليّت موجود در خارج باشد چون بغير نسبت داده شود و قبل از آن غير باشد لازم مىآيد كه براى قبليّت، قبليّت ديگرى باشد كه موجب تسلسل باطل است.
چيزى كه نظر خواجه را تأييد مىكند كه دليل بو على بر اثبات وجود زمان درست است، كلام فخر رازى در المباحث المشرقيّه است چه او در اين كتاب همان دليل بو على را با اندك تفاوت در اثبات وجود زمان آورده است.
دليل فخر رازى در المباحث المشرقيّه چنين است:
فرض كنيد وجود چيزى اگر با عدم چيز ديگرى معيّت داشته باشد مانند وجود پدر كه با عدم پسر معيّت دارد با موجود شدن پسر وجود پدر كه مقارن با عدم پسر بوده، بر وجود پسر مقدم است و از طرفى چون وجود پدر مقارن با وجود پسر است معيّت با وجود آن دارد. پس قبليّت پدر، ذاتى او نيست چون گاهى هم معيّت با وجود پسر دارد و قبليّت زايل مىگردد پس عروض قبليّت و بعديّت بر پدر و پسر ذاتى آن دو نيست، بلكه بهخاطر امر ديگرى غير ذات آن
[١] و الجواب: أنّ الزّمان ليس له ماهيّة غير اتّصال الأنقضاء و التجدّد و ذلك الأتّصال لا يتجزّى ألّا فى الوهم، فليس له اجزاء بالفعل ... ثمّ أذا فرض له اجزاء فالتقدّم و التأخر ليسا بعارضين يعرضان للأجزاء و تصير الأجزاء بسببهما متقدّما و متأخّرا بل تصوّر عدم استقرار الّذى هو حقيقه الزّمان يستلزم تصوّر تقدم و تأخّر للأجزاء المفروضة لعدم الأستقرار لشىء آخر. هذا معنى لحوق التقدم و التأخّر الذّاتيين به و أمّا ماله حقيقة غير عدم الأستقرار يقارنها عدم استقرار كالحركة و غيرها فأنّها يصبر متقدّما و متأخّرا بتصور عروضهما له و هذا هو الفرق ....- خواجه نصير طوسى- شرح اشارات- ج ٣- صفحه ٩٣.