بررسي و داوري در مسايل اختلافي ميان دو فيلسوف اسلامي - حسنی، حسن - الصفحة ٥٩ - « نتيجه بحث»
كه فخر رازى مىگويد قابليّت كه در تعريف جسم بكار رفته، فصل نيست، نبايد همفصل باشد چون قابليّت، حمل بر جسم نمىگردد، بلكه «قابل»، فصل است كه بر جسم حمل مىگردد.
مؤيّد اين جواب خواجه، كلام بو على در «اشارات» است كه مىگويد:
«بعضى پنداشتهاند، مفهوم «موجود لافى موضوع» كه در تعريف جوهر بكار رفته، شامل حق تعالى مىگردد، پس «جوهر» جنس براى حق تعالى خواهد بود، اين اشتباه است، چون «موجود لافى موضوع» كه در تعريف «جوهر» آمده، تعريف برسم و بلوازم است، نه تعريف به حدّ و ذاتى. بنابراين جوهر جنس است و لازم آن يعنى «موجود لافى موضوع» اگر جنس نباشد، تالى فاسدى وجود نخواهد داشت»[١]. و باز هم آنچه كه «فخر رازى» مدّعى شده «قابليّت، كه در تعريف جسم بكار رفته، فصل نيست» طبق تحقيق بعضى از متأخّرين درست نيست:
«صدر المتألهين» در «شواهد الربوبيّه» مىگويد:
«لوازم ذاتى شيئى كه از امور اضافى باشند، اكثر «فصول» هم كه از اين نوعاند، مانند:
حسّاس، ناطق، رطب، يابس و ... در تعريف آن شىء كه بكار گرفته مىشوند نفس اضافه، كه متأخّر از طرفين اضافه- مضاف و مضاف اليه- است از آنها اراده نمىشود، بلكه منشأ نسبت و اضافه موردنظر است، كه در تحقّق شيئيّت آن شىء، دخالت دارد، بنابراين مىتوان اشياء- قوى- را بفاعليت و انفعاليتى كه دارند، تعريف كرد و آن تعريف به «حدّ» خواهد بود. همچنين تعريف بو على در «اشارات»[٢] از جسم، به اينكه «جوهرى است قابل ابعاد ثلاثه»، تعريف به حدّ است، نه تعريف به رسم»[٣].
[١] ربّما ظنّ أنّ المعنى الموجود لافى موضوع يعّم الأوّل و غيره عموم الجنس، فيقع- اى الأوّل- تحت جنس الجوهر و هذا خطاء، فأنّ الموجود لافى موضوع الّذى كالرّسم للجوهر ...- بو على- اشارات- نقل از شرح اشارات خواجه- انتشارات حيدرى- تهران ١٣٧٩ ه- ج ٣- صفحه ٦٤.
[٢] تعريف جسم به «جوهر قابل ابعاد ثلاثه» در اشارات بو على نيامده، بلكه در نجات بو على صفحه ٤٩٩ آمده است، فخر رازى در شرح اشارات خود اين تعريف را از حكما بطور مطلق آورده است- رجوع شود به پاورقى صفحه ٥٨.
[٣].... المراد منه منشأ هذه الاءضافه و هو كون الشّىء بحيث يكون له امكان قبول الأشياء و هكذا الحال فى اكثر الفصول الّتى يعبّر عنها بلوازمها الذاتيّة الاءضافيّة كالحساس و الناطق و الرّطب و اليابس و غيرها من القوى، فعلم أنّ تعريفات القوى با فاعليها و انفعالاتها الذّاتية، تعريفات حدّية مأخوذة من مبادى الفصول الذّاتيّة و كذا تعريف الجسم بالجوهر القابل للاءبعاد كما هو من مذكور فى الاءشارات، حدّ، لا رسم ... صدر المتألّهين- شواهد الرّبوبيّة- انتشارات دانشگاه مشهد ١٣٤٦- صفحه ٨١.