بررسي و داوري در مسايل اختلافي ميان دو فيلسوف اسلامي - حسنی، حسن - الصفحة ١٦٥ - « نتيجه بحث»
نفس از آن دائمى است و اگر لوازم نفس ذاتى آن نباشد- مانند اينكه مجرّد از مادّه است و مجرّد از متعلق نيست- تعقّل نفس از آن وقتى است كه شرط تعقّل- يعنى مقايسه خود با اشياء ديگر- حاصل شده باشد»[١]
«نتيجه بحث»
آنچه بو على آورد كه «تعقّل عاقله، جسمانى نيست وگرنه يا همواره، نفس، محلّ خود را تعقل خواهد كرد و يا هيچوقت آن را تعقّل نخواهد كرد- بتوضيحى كه گذشت.
فخر رازى اعتراضاتى بر آن وارد نمود و خواجه جواب داد. در تأييد نظر خواجه مطلبى يادآورى مىگردد.
اگر نظر فخر رازى هماهنگ با نظر بو على بوده كه تعقّل «نفس ناطقه» جسمانى نبوده ولى دليل بو على را وافى بمقصود ندانسته لازم بود بر او كه پس از اعتراض بر دليل بو على، دليل ديگرى ارائه مىداد، كه نداد.
و اگر نظرش آن بوده كه قوّه عاقله در تعقّل، جسمانى است، درست است كه با ابطال دليل بو على، نظر او تأمين مىگردد ولى چنين نيست چون در «المباحث المشرقيّه» همين دليل كه بو على آورده بر اينكه نفس در تعقّل احتياج بجسم ندارد- كه از اشارات بو على نقل شد- پذيرفته و اعتراض وارد بر آن دليل را جواب داده است به اين بيان كه: «نفس اگر در تعقّل نياز بمحلّ مىداشت در تعقّل او محل خود را موجب اجتماع مثلين خواهد بود يعنى اجتماع صورت مكتسب از محلّ با صورت اصلى آن محلّ اعتراضى كه بر اين دليل ممكن است وارد شود، اين است كه:
صورت مكتسب از محل، حال در عاقله و صورت اصلى آن، محلّ قوّه عاقله است. ولى اين اعتراض وارد نيست چون براى آن جوابى هست»[٢].
[١] و الجواب: أنّ الصفات و اللّوازم منقسمة الى ما يجب للنّفس لذاتها لكونها مدركة لذاتها و الى ما يجب لها بعد مقايستها للأشياء المغايرة لها ... و النفس مدركة للصنف الأوّل دائما ... و ليست بمدركة للصنف الثّانى الّا حالة المقايسة ... خواجه نصير الدين طوسى- شرح اشارات- ج ٣- صفحه ٢٨٤.
[٢].... أنّ القوّة العاقله اذا عرفت آلتها فى وقت دون وقت ذلك يكون لأجل حصول صورة مساوية لآلتها فيها و اذا كانت القوّة العاقلة فى الجسم، قد اجتمع فى ذلك الجسم صورته الأصليّة و صورته المكتسبه ... لكن احد المثلين فى محلّ القوّة النّاطقه و الثانى فيها و لا يلزم المحال و هذا الشّك يمكن حلّه. فخر رازى- «المباحث المشرقيّه»- ج ٢- صفحه ٣٦٤.