بررسي و داوري در مسايل اختلافي ميان دو فيلسوف اسلامي - حسنی، حسن - الصفحة ٦٣ - « نتيجه بحث»
صورت هردو، بوحدت قبل از انفصال باقى باشند و ... براى هر قسم هم تالى فاسدى قائل شد.
آن تقسيمات فرع بر تشخّص هريك از ماده و صورت است بطور جداگانه، درحالىكه چنين نيست، چون تشخّص ماده فرع بر وجود «صورت» است (ر. ك. صفحه ٧٧).
٢- فخر رازى كه مىگويد، اگر تعدّد صورت موجب احتياج آن بمادّه باشد، تعدّد ماده هم، موجب نياز مادّه بمادّه ديگر است كه موجب تسلسل باطل است به ظاهر اين كلام درست نيست. چون احتياج صورت بمادّه، ملازمهاى با نياز مادّه بمادّه ديگر نخواهد داشت. بعلاوه احتياج شىء بخودش معقول نيست.
٣- فخر رازى در جاى ديگر از «شرح اشارات» خود صحّت دليل فصل و وصل را تأييد كرده است به اين بيان:
«از اين دليل فصل و وصل استفاده جواز حلول صورت در مادّه است، نه وجوب آن»[١].
اين كلام منافى اعتراضى است كه او بر صحّت دليل فصل و وصل دارد و بر دليلى كه در ابطال مادّه آورده است (ر. ك. به صفحه بعد).
[١].... لا يلزم من حلول الجسميّه فى المادّه الّا جواز حلولها فيها فأمّا يلزم منها وجوب حلولها فيها فذلك لا بدّ فيه من حجّة اخرى ... فخر رازى- شرح اشارات- ج ١- صفحه ٢٢.