بررسي و داوري در مسايل اختلافي ميان دو فيلسوف اسلامي - حسنی، حسن - الصفحة ١٢٩ - « نتيجه بحث»
ابتدا واحد بوده كه عبارت از دريافت صور محسوسات فقط باشد و در مرتبه ثانى اقتضاى آن متعدد مىگردد چون صور محسوسه، اين تقسيمات را دارد و كثرت فعل نفس بجهت كثرت جهات صدور است. و فخر رازى كه مىگويد مثال حكما در مغايرت قبول و حفظ به «آب» ضعيف است صحيح نيست، چون آن «مثال» قياسى از شكل سوّم است كه نتيجه جزئى دارد، به اين ترتيب كه: آب قابل شكل است و آب حافظ شكل نيست، پس قابل شكل غير از حافظ شكل است. اين حكم جزئى مخالف با آن حكم كلّى است كه گفته مىشود: هر قابل شىء حافظ آن است و اين مثال ثابت مىكند كه قوّه خيال غير حسّ مشترك است. ديگر آنكه ادراك از مقوله اضافه نيست، بلكه از «مقوله كيف» است و در حال غفلت، صور فقط حالّ در آلت قوّه مدركه يعنى قوّه خيال مىباشند و ديگر آنكه احتمال افاضه صور از عقل فعّال بر حسّ مشترك درست نيست، چون متمثّل در عقل فعّال فقط صور عقلىاند و صور حسّى را در آن راه نيست»[١].
«نتيجه بحث»
فخر رازى بر دليل بو على در اثبات «قوّه خيال» اعتراضاتى وارد كرد و خواجه جواب داد كه آنها را تكرار نمىكنيم ولى چنين بنظر مىرسد كه جواب خواجه كافى نباشد چون خواجه بعضى از اعتراضات فخر رازى را جواب نداده است شرح مطلب اين است كه فخر رازى اعتراض ديگرى را هم در شرح اشارات آورده و هم در المباحث المشرقيّه در آن اعتراض خود چنين مىگويد:
«حسّ مشترك در حال غفلت كه مىتواند صور حسّى غايب شده را مجدّدا استحضار نمايد، اين استحضار ممكن است نه با فاضه «عقل فعال» باشد و نه بكمك «قوّه خيال» و نه از راه كسب جديد، بلكه از راه ديگر باشد و آن اينكه: (استعداد حسّ مشترك سبب استحضار صور غايب باشد) دليل اين سخن آن است كه در مورد قوه خيال آمده است كه وقتى اجزاء حامل قوّه
[١]... أقول: .... اجتماع القبول و الحفظ فى شىء واحد لا يدّل على وحدة مصدرها فأنّهم يجوّزون اجتماعهما فى شىء واحد لقوتين فيه كالأرض ... و أمّا افتراقهما فى صورة يدلّ على مغايرة المصدرين و المعارضة بالحسّ المشترك و النّفس ليس بشىء لأن الواحد قد يصدر عنه الكثير ... و أمّا النّفس فأنّما يتكثّر فعلها لتكثر وجوه الصدورات عنها و أمّا فى المثال ... ليس الأمر على ما ظنّه بل أنّما هو قياس من الشّكل الثالث ... أنّ الأدراك حصول الصورة للمدرك لحصوله فى الألة و الصّورة حالة الذّهول غير حاصلة للمدرك و أن كانت حاصلة فى الألة و العقل الفعّال لتمثّل المعقولات فيه و امتناع تمثّل المحسوسات فيه ... خواجه نصير طوسى- شرح اشارات- ج ٢- صفحه ٣٣٦.