بررسي و داوري در مسايل اختلافي ميان دو فيلسوف اسلامي - حسنی، حسن - الصفحة ١٩٧ - اعتراض فخر رازى بر بيان بو على در كثرت عقول و جواب خواجه به آن
نظرى كه مبتنى بر احتمال باشد، راه را بر احتمالات ديگر نمىبندد و تشكيك در آن بىمورد است.
فخر رازى هم به اين معنى توجه داشته است چون بو على در موردى از «اشارات» تصريح مىكند كه در اين نوع مسائل فهم از ادراك جزئيات عاجز است و مىگويد: «... يدقّ عن ادراك الأوهام تفاصيلها ...»[١].
٦- طبق تحقيق متأخرين، جهات سهگانه: وجوب، امكان و امتناع، از اعتبارات عقلىاند. بنابراين سخن از اينكه اين جهات در خارج موجودند يا معدوم موجّه نيست. چنانچه حاجى سبزوارى در شرح منظومه مىگويد: «وجودها فى العقل بالتعمّل»[٢]- كه وجوب حتّى امتناع، به عملكرد ذهن، وجود ذهنى پيدا مىكنند.
اعتراض فخر رازى بر بيان بو على در كثرت عقول و جواب خواجه به آن
به اعتقاد بو على از حركت دورى فلك كه وجود «عقل مفارق» ثابت مىگردد، از اختلاف حركات افلاك- در سرعت و بطأ- هم كثرت عقول ثابت مىشود. فخر رازى بر كلام بو على در دلالت اختلاف حركات افلاك بر كثرت عقول اعتراضى دارد و خواجه جواب مىدهد. پس از ذكر كلام بو على، اختلافنظرهاى خواجه و فخر رازى را مىآوريم.
بو على در «اشارات» در بيان اينكه اختلاف حركات افلاك دليل بر كثرت عقول است چنين مىگويد:
«حركت فلك به اعتبار اينكه دورى است ارادى مىباشد. هدف از آن رسيدن بمقاصد شهوى يا غضبى نيست وگرنه بايد قصد فلك از تغيير حالت دريافت لذّت يا انتقام باشد كه نيست. بعلاوه حركت حيوان جهت دريافت لذت يا انتقام متناهى است ولى حركت فلك نامتناهى است.
بنابراين حركت فلك شبيه بحركت انسان، در رسيدن بمقصود و معشوق عقلانى خواهد بود نه آنكه مقصود رسيدن بذات يا صفات معشوق باشد وگرنه با حصول مطلوب توقف از حركت لازم مىآيد و با عدم حصول مطلوب هم طلب محال لازم مىآيد بلكه بايد مطلوب تشبّه بمعشوق باشد و آن معشوق «عقل» است و فلك حركت مىكند تا همانند «عقل» كمالات خود را بفعليّت برساند و اگر معشوق افلاك- يعنى عقل- يكى باشد لازم مىآيد حركات تمام افلاك شبيه هم و يكنواخت باشد كه نيست و اگر مشبّه به هر فلك فلك ديگر باشد كه حركت فلك
[١].... يدقّ عن ادراك الأوهام تفاصيلها ... بو على- اشارات- نقل از شرح خواجه- ج ٣- صفحه ٢٥٨.
[٢] منظومه حكمت حاجى سبزوارى- انتشارات مصطفوى- ١٣٦٧ ه- صفحه ٥٨.