بررسي و داوري در مسايل اختلافي ميان دو فيلسوف اسلامي - حسنی، حسن - الصفحة ١١٦ - « نتيجه بحث»
٢- با فرض باينكه علم از مقوله اضافه باشد تقسيم علم به تصوّر و تصديق ممكن نخواهد بود.
٣- اگر علم از مقوله اضافه باشد لازم خواهد آمد كه علم «نفس» بخودش محال باشد يا واجب تعالى بخود علم پيدا نكند چون اضافه شىء بخودش ممتنع است. بهمين جهت حاجى سبزوارى در «شرح منظومه» خود علم بمعنى اضافه را كفر مىداند و آن را به دهريّه، نسبت مىدهد كلام او چنين است:
«قول به اينكه علم حق تعالى بذاتش از مقوله اضافه است علاوه بر اينكه كفر است، قولى است سست و بىاساس و مناسب سخنان «دهريّه» است»[١].
در تأييد همين معنى است كه فخر رازى در كتاب «محصّل» خود چنين آورده است:
«اعتقاد بعضى از دهريّه بر اين است كه حق تعالى علم بذات خود ندارد، چون «علم» امر اضافى است و از علم حق تعالى بذات خود لازم خواهد آمد كه ذات او را اضافهاى بخودش باشد و اضافه شىء بخودش محال است»[٢].
چون علم بمعنى اضافه، اعتقاد فخر رازى نيز هست، تالى فاسد اين اعتقاد را نمىپذيرد و در جواب بعضى از دهريّه چنين مىگويد:
«علم بمعنى اضافه اگر مانع علم حق تعالى بذات خود باشد بايد براى ما علمى بذات ما نباشد و چنين نيست. پس علم بمعنى اضافه مانع علم حق تعالى بذات خود نخواهد بود»[٣].
در «المباحث المشرقيه» همين جواب را با تفصيل بيشترى آورده و چنين مىگويد:
«علم حالتى اضافى است وجود آن متوقّف بر طرفين اضافه است در صورتى كه معقول همان عاقل باشد نيازى بحلول صورتى از آن معقول در عاقله ندارد بلكه اضافهاى از آن معقول به اعتبار اينكه عاقل است، بخودش به اعتبار اينكه معقول است حاصل خواهد شد و اين اضافه عبارت از تعقّل و علم است»[٤].
[١]فهذا (اى علم الواجب تعالى بذاته أن كان بمعنى الأضافة) مع أنّه كفر، او هن من بيت العنكبوت و يناسب الدهريّة خذلهم اللّه تعالى ....- حاجى ملا هادى سبزوارى- شرح منظومه حكمت- انتشارات مصطفوى- تهران- خيابان بوذر جمهرى- صفحه ١٥٩.
[٢]و من الدهريّة من زعم أنّه تعالى لا يعلم ذاته لأنّ العلم امر اضافى فلو علم ذاته لكانت ذاته مضافة الى نفسه و اضافة الشىء الى نفسه محال- فخر رازى- محصّل- صفحه ١٢٧.
[٣]... جوابه أنّه منقوض بعلمنا بانفسنا ....- مأخذ قبل
[٤]العلم و الأدراك حالة اضافيّة و هى لا توجد الأعند وجود المتضايفين فأن- دنباله پاورقى در صفحه بعد