بررسي و داوري در مسايل اختلافي ميان دو فيلسوف اسلامي - حسنی، حسن - الصفحة ٦ - ٤ - نگرشى كوتاه به محتواى كتاب
حق تعالى مىگردد پس جوهر جنس براى حق تعالى خواهد بود و اين اشتباه است چون «موجود لافى موضوع» كه در تعريف «جوهر» آمده تعريف برسم و بلوازم است، نه تعريف به حد و ذاتى.
بنابراين جوهر جنس است و اگر لازم آن يعنى «موجود لافى موضوع» جنس نباشد، تالى فاسدى وجود نخواهد داشت.
٢- كلام صدر المتألهين است در «شواهد الربوبيه» كه قابليت را فصل جسم، معرفى مىكند به اين بيان:
اگر لوازم ذاتى شيئى مانند حساس و ناطق و ... كه از امور اضافىاند در تعريف آن شىء بكار روند، نفس اضافه متاخر از طرفين اضافه از آنها اراده نمىشود، بلكه مبدأ و منشاء اضافه كه در تحقق شيئيت آن شيئى دخالت دارد، موردنظر است. بنابراين بو على كه در «اشارات»[١]، آورده كه «جسم جوهرى است قابل ابعاد ثلاثه» تعريف به حد خواهد بود، پس اعتراض فخر رازى بر اين تعريف وارد نمىباشد و همچنين جواب خواجه كه مىگويد «قابل» فصل است، نه قابليت، درست نيست چون اگر مقصود مفهوم اضافه متاخر از طرفين اضافه باشد، فرقى ميان قابل و قابليت نخواهد بود.
٣- كلام مرحوم محمد تقى آملى است در تعليقهاش بر شرح منظومه سبزوارى، نظير آنچه از صدر المتألهين ذكر گرديد كه مقصود از قابليت و فاعليت و ... مبدأ اضافه مراد است، نه نفس اضافه متاخر از طرفين ... بنابراين آنچه از كلام بو على و صدر المتألهين و محمد تقى آملى آورديم، تاييد مىكند نظر خواجه را بر اينكه اعتراض فخر رازى بر تعريف جسم وارد نيست و تعريف حكما از جسم مىتواند تعريف بحد باشد (مربوط به صفحه ٥٧ تا ٥٩).
٤- نگرشى كوتاه به محتواى كتاب
«بررسى مسائل اختلافيه ميان فخر رازى و خواجه نصير الدين طوسى و داورى ميان آنها». در زمينه منطق و فلسفه و كلام، كه در اين كتاب موردنظر بوده،
سيزده مسئله منطقى.
بيست و شش مسئله از فلسفه طبيعى.
ده مسئله از فلسفه الهى.
شانزده مسئله كلامى، مورد بررسى قرار گرفته است.
[١]آنچه صدر المتألهين در شواهد الربوبيه آورده كه بو على در اشارات در تعريف جسم چنين آورده سهو است چون آن تعريف در اشارات بو على نيامده، بلكه فخر رازى در شرح اشارات خود از حكما نقل كرده است.