بررسي و داوري در مسايل اختلافي ميان دو فيلسوف اسلامي - حسنی، حسن - الصفحة ١٦١ - « نتيجه بحث»
«نتيجه بحث»
استدلال بو على بر اينكه تعقّل نفس ذاتى او است، نه وابسته بقوّت جسمانى چنين بود:
اگر تعقّل نفس بقوّه جسمانى باشد بايد با ضعف آن قوّه، ضعيف گردد، ليكن تعقّل با ضعف قواى جسمانى ضعيف نمىگردد پس تعقّل، جسمانى نيست.
فخر رازى بر اين دليل اعتراضى وارد كرد ولى خواجه دليل بو على را كافى بمقصود مىديد، به اعتراض او جواب داد كه اعاده نمىكنيم امّا در تأييد نظر خواجه دو مطلب اشاره، مىشود:
١- تعقّل نفس اگر تابع مزاج باشد، چنانچه ادعاى فخر رازى است پس در اين قياس استثنائى متّصل كه بو على آورد: «اگر تعقّل نفس بقوّت جسمانى باشد، به اختلال آن قوّه، تعقّل اختلال مىپذيرد» بايد وضع تالى: «ليكن تعقل به اختلال قوّه جسمانى اختلال مىپذيرد» منتج باشد- چنانچه اعتراض فخر رازى مؤيّد آن است و حال آنكه وضع تالى، همانگونه كه بو على بيان نمود در استثنائى متّصل نتيجه ندارد.
٢- فخر رازى ضمن ايراد بر بو على يادآور شد كه آدمى در سنّ پيرى خرف مىگردد و اين دليل بر جسمانى بودن تعقّل عاقله است ولى در «المباحث المشرقيّه» در اشاره به پاسخ اين احتمال چنين مىگويد:
«تعقّل جسمانى نيست و گاه كه در زمان پيرى قوّه عاقله ضعيف مىگردد، دليل بر جسمانى بودن قوّه عاقله نيست، وگرنه قوّه عاقله در زمان پيرى بايد هميشه ضعيف گردد و از اينكه هميشه چنين نيست، اين دليل بر عدم جسمانى بودن تعقّل عاقله است»[١].
سپس كلام خود را چنين ادامه مىدهد:
«لازمه اين كلام ما اين نيست كه عقل هيچ پيرى ضعيف نمىگردد، بلكه مقصود آن است كه اگر در موردى هم عقل شخصى در سنّ پيرى ضعيف نگرديد، هرچند ساير عقول ضعيف گردند، اين امر، در اثبات مطلوب- يعنى جسمانى نبودن تعقّل عاقله- كفايت خواهد كرد»[٢].
بنابراين، آنچه فخر رازى- در «المباحث المشرقيّه» آورده، مؤيّد پاسخى است كه خواجه در «شرح اشارات» به اعتراض فخر رازى داده است.
[١].... لو كانت القوّة العاقلة جسدانية، لضعفت فى زمان الشيخوخة دائما، لكنّها لا تضعف فى زمان الشيخوخة دائما فهى غير جسدانيّة ... فخر رازى- المباحث المشرقيّه- ج ٢- صفحه ٣٦٦.
[٢].... ليس من الواجب، فى صحّة ما قلنا أن لا يكون عقل شيخ يكلّ، بل اذا كان عقل مّا لم يكلّ فى الشيخوخة و ان كان ساير العقول يكلّ، فالمطلوب قد صحّ ... فخر رازى- المباحث المشرقيّة- ج ٢- صفحه ٣٦٦.