اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٨٠ - فصل چهارم در انواع، كه در تحت اجناس فضائل باشند
بود و همت بر ازاله آن مقصور دارد
و اما صله رحم- آن بود كه خويشان و پيوستگانرا با خود در خيرات دنياوى شركت دهد.
و اما مكافات- آن بود كه احسانى را كه باو كنند بمانند آن يا زياده از آن مقابله كند و در اسائت بكمتر از آن
و اما حسن شركت- آن بود كه دادن و ستدن در معاملات بوجه اعتدال كند، چنانكه موافق طبايع ديگران افتد
و اما حسن قضاء- آن بود كه حقوق ديگران كه بر وجه مجازات ميگذارد از منت و ندامت خالى باشد.
و اما تودد- آن بود كه طلب مودت اكفاء و اهل فضل كند بخوشروئى و نيكو سخنى و ديگر چيزهائى كه مستدعى اين معنى بود نمايد.
و اما تسليم- آن بود كه بفعلى كه تعلق ببارى سبحانه و تعالى داشته باشد يا بكسانى كه بر ايشان اعتراض جايز نبود رضا دهد، و بخوشمنشى و تازهروئى آنرا تلقى نمايد، اگرچه موافق طبع او نبود.
و اما توكل- آن بود كه در كارهائى كه حواله آن بقدرت و كفايت بشرى نبود و رأى و رويت خلق را در آن مجال تصرفى صورت نبندد زياده و نقصان و تعجيل و تأخير نطلبد و بخلاف آنچه باشد ميل نكند.
و اما عبادت- آن بود كه تعظيم و تمجيد خالق خويش جل و علا و مقربان حضرت او، چون ملائكه و انبياء و ائمه و اولياء عليهم السلام و طاعت و متابعت ايشان و انقياد اوامر و نواهى صاحب شريعت را ملكه كند و تقوى را كه متمم و مكمل اين معنى بود شعار و دثار خود سازد.
اينست حصر انواع فضايل و از تركب بعضى با بعضى فضيلتهاى بىاندازه تصور توان كرد بعضى را نامى خاص بود و بعضى را نبود. و اللّه ولى التوفيق.