اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٧٩ - فصل چهارم در انواع، كه در تحت اجناس فضائل باشند
آن او را ثابت بود.
و اما عفو- آن بود كه بر نفس آسان بود ترك مجازات ببدى يا طلب مكافات بنيكى با حصول تمكن از آن و قدرت بر آن.
و اما مروت- آن بود كه نفسرا رغبتى صادق بود بر تحلى بزينت افادت و بذل مالابد يا زياده بر آن.
و اما نيل- آن بود كه ابتهاج نمايد بملازمت افعال پسنديده و مداومت سيرت ستوده
و اما مواسات- معاونت ياران و دوستان و مستحقان بود در معيشت و شركت دادن ايشانرا با خود در قوت و مال.
و اما سماحت- بذل كردن بعضى باشد بدلخوشى از چيزهائى كه واجب نبود بذل آن.
و اما مسامحت- ترك گرفتن بعضى بود از چيزهائى كه واجب نبود ترك آن از طريق اختيار.
و اما انواعى كه در تحت جنس عدالت است دوازده است:
اول- صداقت دوم- الفت سوم- وفا چهارم- شفقت پنجم- صله رحم ششم- مكافات هفتم- حسن شركت هشتم- حسن قضا نهم- تودد دهم- تسليم يازدهم- توكل دوازدهم- عبادت
اما صداقت- محبتى صادق بود كه باعث شود بر اهتمام جملگى اسباب فراغت صديق و ايثار هرچيزيكه ممكن باشد بر او.
و اما الفت- آن بود كه رأىها و اعتقادات گروهى در معاونت يكديگر بجهت تدبير معيشت متفق شوند.
و اما وفا- آن بود كه از التزام طريق مواسات و معاونت تجاوز جايز نشمرد.
و اما شفقت- آن بود كه از حالى غيرملايم كه بكسى رسد مستشعر