اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٠٧ - فصل اول در سبب احتياج خلق بتمدن و شرح ماهيت و فضيلت از نوع علم
معونت او دهند بنوع خود نيز محتاج است تا بطريق خدمت يكديگر را معاونت كنند و حيوانات بطبايع و نبات محتاجاند.
اما احتياج ايشان بنوع خود مختلف باشد چه بعضى از حيوانات مانند حيوانات تولدى و مانند بيشتر حيوانات آب كه در توالد باجتماع نر و ماده محتاج نباشند بىمعاونت يكديگر توانند بود و ايشانرا از اجتماع فايده صورت نبندد.
و بعضى ديگر مانند اكثر حيوانات توالدى در حفظ نوع اشخاص نر و ماده را بيكديگر احتياج بود و در حفظ شخصى بعد از تربيت بمعاونت و جمعيت محتاج نباشند. پس اجتماع ايشان در وقت سفاد (جستن نر بر ماده) بود و در ايام نماء و بعد از آن هريكى عليحده بكار خويش مشغول شود.
و بعضى ديگر مانند نحل و نمل و چند صنف از طيور بمعاونت و اجتماع محتاج باشند هم در حفظ شخص و هم در حفظ نوع.
و اما نباتات را بعناصر و معدنيات احتياج بود بهر سه نوع ماده خود ظاهر است و بآلت مانند احتياج تخم بچيزىكه او را پوشيده دارد و از آفت سرما و گرما مصون دارد تا برويد و بخدمت مانند احتياج آن بكوههائى كه بر منابع (چشمهها) مشتمل باشند.
و نباتات را بيكديگر احتياج بود در حفظ نوع مانند درخت خرما كه ماده بىنر بار نگيرد
و اما در حفظ شخص بيكديگر محتاج نباشند مگر بنادر مانند درخت قرع كه تا او را مستندى نباشد وجود او در معرض تلف باشد و همچنين درخت انگور و غيره و مركبات بعناصر محتاج بودند بهر سه نوع و باشد كه در اين مراتب چهارگانه يعنى عناصر و معادن و نبات و حيوان بعضى خدمت بعضى كنند كه در رتبه از او متأخر بود، چنانكه در افاعى گفتيم، اما آنروى