اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١١٦ - فصل هشتم در ترتيب اكتساب فضايل و مراتب سعادت
او مكفى بود و حركت او در طريق طلب فضايل بسهولت و اگر در مبدء نما برعكس مصلحت تربيت يافته باشد بتدريج در فطام (جدائى و جدا كردن بچه) نفس از عادات بد و ملكات نامحمود سعى بايد كرد و بصعوبت طريقه نوميدى نبايد پيمود كه اهمال مستدعى شقاوت ابدى بود و تلافى مافات هرروز مشكلتر و بتعذر نزديكتر تا آنگاه كه بدرجه امتناع رسد جز تأسف و تلهف چيزى بدست نيايد.
اعاذنا الله من سوء نقمته و بلغنا ما يرضيه برحمته
و ببايد دانست كه هيچكس بر فضيلت مفطور نباشد چنانكه هيچ آفريده را نجار يا كاتب يا صانع نيافريدهاند و ما گفتيم كه فضيلت از امور صناعى است.
اما بسيار بود كه كسى را از روى خلقت قبول فضيلت آسانتر بود و شرايط استعداد در او بيشتر و همچنانكه طالب كتابت يا طالب تجارت را ممارست آنحرفه ميبايد كرد تا هيئتى در طليعت او راسخ شود كه مبدء صدور آن فعل باشد از او بروجه مصلحت آنگاه او را از جهت اعتبار آن ملكه صانع خوانند و بدان حرفه نسبت دهند همچنين طالب فضيلت را بر افعالى كه آن فضيلت اقتضاء كند اقدام ميبايد نمود تا هيئت و ملكه در نفس او پديد آيد كه اقتدار او بر اصرار آن افعال بر وجه كمال بسهولت بود آنگاه بسمت آن فضيلت موسوم باشد.
و چون چنانكه گفته آمد در صناعت اقتداء بطبيعت ميبايد كرد و مناسبترين صناعات بدين صناعت صناعت طب است كه بر تجويد بدن مقصور است چنانكه اين صناعت بر تكميل نفس مقصور است پس اقتدائى كه در اين صناعت بطبيعت لازم باشد شبيه اقتداى طبيعت بود در صناعت طب بطبيعت و از اينجهت بعضى از حكماء اين صناعت را طب روحانى خوانند