اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١١٤ - فصل هشتم در ترتيب اكتساب فضايل و مراتب سعادت
اقتداء كند تا كمالى كه قدرت الهى طبيعت را بطريق تسخير متوجه آن گردانيده است از صناعت بر وجه تميز و تدبير حاصل آيد و معذلك فضيلتى كه لازم صناعت بود و آن حصول آنكمال باشد بر حسب اراده و مشيت بآن كمال مقارن افتد.
مثلا چون مردم بيضه مرغانرا در حرارتى مناسب حرارت سينه ايشان تربيت دهد همان كمال كه بحسب طبيعت متوقع بود و آن برآوردن فرخ است بدين تدبير موجود شود و فضيلتى ديگر بآن مقارن افتد و آن برآمدن مرغان بسيار بود بيكدفعه كه وجود امثال ايشان بطريق حضانت متعذر نمايد و بعد از تقديم اين مقدمه گوئيم.
چون تهذيب اخلاق و اكتساب فضايل كه ما بصدد معرفت آن آمدهايم امر صناعى است در آن باب اقتداء بطبيعت لازم بود و آنچنان باشد كه تأمل كنيم تا ترتيب وجود و قوى و ملكات در بدو خلقت بر چه سياقت بوده است.
پس در تهذيب همان تدريج نگاه داريم و معلوم است كه اول قوتى كه در كودكان حادث شود قوت طلب غذا باشد و سعى در تحصيل آن، چه كودك چون از شكم مادر جدا شود شير از پستان طلب كند بىتقديم تعلم و چون قوت او بيشتر شود آنرا بآواز و گريستن بخواهد و چون قوت تخيل او بر حفظ مثل قادر شود مطالبى كه مثالهاى آن از حواس اقتباس كرده باشد التماس كند چون صورت مادر و غير آن
پس قوت غضبى در او پديد آيد و از موذيات احتراز نمايد و بآنچه در وصول بمنافع مانع او آيد مقاومت و كوشش آغاز كند پس اگر بانفراد بانتقام و دفع قيام تواند نمود قيام نمايد و الا بفرياد و گريه استغاثه كند و از مادر و دايه استعانت جويد و بعد از آن اين قوتها و شوقها كه مبادى تحريك