اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٠٩ - فصل هفتم در بيان شرف عدالت بر ديگر فضائل و شرح احوال و اقسام آن
اكتساب اخذ بود پس بانفعال نزديكتر بود و انفاق اعطا بود پس بفعل نزديكتر بود و مردمان حر را از عادل دوستتر دارند باين سبب با آنكه تعلق نظام عالم بعدالت بيشتر از آن بود كه بحريّت چه خاصيت فضيلت فعل خير است نه ترك شر و خاصيت محبت مردمان محمدت گفتن ايشان بود در بذل معروف نه در جمع مال و حر جمع مال نه از براى مال كند ليكن از براى صرف و انفاق كند و درويش نمايد چه كسوب بود از وجوه جميله و تكاسل نكند در كسب چه توصل او بفضيلت خويش بتوسل مال است و از تضييع و تبذير و بخل و تقتير احتراز نمايد.
پس هر حرى عادل بود اما هرعادلى حر نبود.
و اينجا شكى ايراد كنند و از آن جوابى گفتهاند و آن اينست كه چون عدالت امرى اختيارى است كه از جهت تحصيل فضيلت و استحقاق محمدت كسب كنند بايد كه جور كه ضد او است امرى بود اختيارى كه از جهت تحصيل رذيلت و استحقاق مذمت كسب كنند و اختيار عاقل رذيلت و مذمت را بعيد تواند بود پس وجود جور ممتنع بود.
در جواب گفتهاند كه هركه ارتكاب فعلى كند كه مؤدى بود بضررى ظالم نفس خويش باشد از آنجهت كه با قدرت بر نفع اختيار بد و ترك مشاورت عقل ايثار كرده باشد.
و استاد ابو على رحمه اللّه بهتر ازين جوابى ديگر گفته است و آن اينست كه چون مردم را قوتهاى مختلف است ممكن بود كه بعضى باعث شود بر فعل مخالفت مقتضى قوتى ديگر مانند آنكه صاحب غضب يا صاحب شهوت بافراط يا كسى كه در مستى عربده كند افعالى اختيار نمايد بيمشاورت عقل كه بعد از معاودتش پشيمان شود و سبب آن فعل آن بود كه در حالتى كه غلبه قوتى را باشد كه مقتضى آنفعل است آنفعل جميل نمايد و چون آن