اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٨٤ - فصل پنجم در حصر اضداد اين اجناس كه اصناف رذايل بود
و اما خمود شهوت- و آن در طرف تفريط است، سكون بود از حركت در طلب لذات ضرورى كه شرع و عقل در اقدام بر آن رخصت داده باشند از روى اختيار نه از راه نقصان خلقت.
و اما ظلم- و آن در طرف افراط است، تحصيل اسباب معاش بود از وجوه ذميمه.
و اما انظلام- و آن در طرف تفريط است، تسكين دادن طالب اسباب معاش بود از غصب و نهب آن و انقياد نمودن در فراگرفتن آن بىاستحقاق بل بطريق مذلت و بسبب آنكه وجوه توصل باموال و اقوات و غير آن بسيار است، ظالم و خائن هميشه بسيار مال باشند، و متظلم كم سرمايه و عادل متوسط حال.
و هم بر اين سياقت در انواعى كه تحت اجناس فضايل باشند اعتبار بايد كرد تا بعدد هر نوعى دو رذيلت معلوم شود. يكى در حد افراط و ديگرى در جانب تفريط، و تواند بود كه هر يكى را از اين انواع و اصناف در هر لغتى نامى معين وضع نكرده باشند.
اما چون معنى در تصور آيد از عبارت فراغتى حاصل آيد، چه عبارت براى توصل بمعانى بكار آيد
و اما از جهت مثال آنچه بازاى نوعى چند لازم آيد ياد كنيم تا ديگران بر آن قياس كنند، گوئيم از انواع حكمت هفت نوع برشمردهايم: ذكاء و سرعت فهم و صفاى ذهن و سهولت تعلم و حسن تعقل و تحفظ و تذكر.
اما ذكاء وسط بود ميان خبث و بلادت، خبث در جانب افراط و بلادت در جانب تفريط و ما بدين بلادت آن ميخواهيم كه از سوء اختيار بود نه از عدم خلقت.
و اما سرعت فهم وسط بود ميان سرعت تخيلى كه بر سبيل اختطاف