اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٩٧ - فصل هفتم در كيفيت معاشرت باصناف خلق
از روى تبرع مدح و ثناء گويد و بكرامات و اصناف تبجيل مخصوص دارد و بديشان تشبه نمايد. چه مذاهب ايشان نزديك همه خلق محمود بود و با سفهاء حلم بكار دارد و بسفاهت ايشان مبالات و التفات نكند تا از ايذاى او اعراض نمايند و اگر بشتم و سفه ايشان مبتلا شود آنرا حقير شمرد و بدان توجع و تألم ننمايد و بمكافات مشغول نشود بلكه بسكون و تأنى اصلاح حال يا مفارقت و ترك مخالطت ايشان بتقديم رساند و تا تواند مجالست اين صنف اختيار نكند و مجادله و مجازات ايشان محظور شمرد
و با اهل تكبر تواضع ننمايد بلكه بسيرت ايشان با ايشان كار كند تا از آن متألم و منزجر شوند كه «التكبر مع التكبر صدقه». چه تواضع با اين قوم موجب استهانت و تحقير بود و در اصابت خود متيقن شوند و پندارند كه بر همه كس واجبست خدمت و تذلل كردن و چون ضد اين يابند دانند كه گناه ايشانرا بوده است و يمكن كه با سر تواضع و حسن سيرت آيند.
و با اهل فضايل اختلاط كند و از ايشان استفاده واجب شمرد و معاونت و مساعدت ايشانرا غنيمت داند و جهد كند تا از زمره ايشان باشد
و با همسايه بد و عشيره ناسازگار صبر نمايد و مدارات و مجاملت استعمال فرمايد و يقين داند كه لئيمان ببدن صابرتر باشند و كريمان بنفس
و هم بر اين منوال و نمط با هركسى آنچه عقل اقتضاء كند و حزم و كياست اشاره فرمايد بكار دارد و در اصلاح عموم خلق و اصلاح خصوص خود بقدر استطاعت بكوشد
و اما زيردستان هم اصناف باشند، متعلمانرا نيكو دارد و در احوال طبايع و سيرتهاى ايشان نظر كند، اگر مستعد انواع علوم باشند و بسيرت خير موسوم، علم از ايشان منع نكند و بر آن تحمل، منتى با مؤنتى نطلبد و