اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٠٤ - فصل پنجم در سياست خدم و عبيد
و بنده از آزاد اولى بود استخدام را، چه بنده بقبول طاعت سيد و تأدب باخلاق و آداب او مايلتر باشد و از مفارقت نوميدتر و از بندگان اختيار بايد كرد خدمت نفس را آنچه عاقلتر بخردتر و سخنگوتر و باحياتر و با ديانتتر باشد.
و تجارت را آنچه عفيفتر و كافىتر و كسوبتر بود و عمارت عقار را آنچه قويتر و جلدتر و كاركنتر و رعى چهارپاى را آنچه قويدلتر و بلند آوازتر و كم خوابتر بود.
و اصناف بندگان بحسب طبيعت سهاند:
اول حر بطبع دوم عبد بطبع سوم عبد بشهوت
اول را بمنزلت اولاد بايد داشت و بر تعلم ادب صالح تحريص فرمود
دوم را بمنزلت دواب و مواشى استعمال بايد كرد و مرتاض گردانيد
سوم را بقدر حاجت بمشتهى ميبايد رسانيد و باستهانت و استخفاف كار فرمود و از اصناف امم عرب بنطق و فصاحت و دها ممتاز باشند اما بجفاى طبع و قوت شهوت موسوم.
و عجم بعقل و كياست و نظافت و زيركى ممتاز باشند اما باحتيال و حرص موسوم.
و روم بوفا و امانت و تودد و كفايت ممتاز باشند اما ببخل و لوم موسوم و هند بقوت و حدس و فهم ممتاز باشند اما بعجب و بدبينى و مكر و افتعال موسوم. و ترك بشجاعت و خدمت شايسته و حسن منظر ممتاز باشند اما بغدر و قساوت و بىحفاظى موسوم اينست تمامى سخن در اين باب و اللّه اعلم بالصواب.