اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٦٩ - فصل اول در سبب احتياج بمنازل و معرفت اركان آن و تقديم آنچه مهم بود
رئيس و برخى مرئوس جمعى شريف و گروهى خسيس هرچند هرعضوى را اعتدالى و فعلى خاص بود ليكن فعل همه اعضاء بمشاركت و معاونت غايت همه افعال بود.
همچنين هر شخصى را از اشخاص اهل منزل طبيعتى و خاصيتى بود بانفراد و حركات او متوجه بود بمقصدى خاص كه از افعال جماعت نظامى كه در منزل مطلوب بود حاصل آيد. و مدبر منزل كه بمنزله طبيب بود از وجهى، و بمنزله يكعضو كه شريفتر بود از اعضاء باعتبارى، بايد كه بر طبيعت و خاصيت و فعل هر شخصى از اشخاص اهل منزل واقف بود و بر اعتدالى كه از تأليف آن افعال حاصل آيد عارف، تا ايشانرا بكمالى كه مقتضى نظام منزل بود برساند و اگر مرضى حادث شود آنرا زايل كند و اگرچه اعتبار حال منزل از وضع صناعت خارج است چنانكه گفتيم.
اما افضل احوال منزل كه مسكن بود، چنان بود كه بنيادهاى آن استوار باشد و سقفها بارتفاع مايل و درها گشاده چنانكه در اختلاف بتكلفى احتياج نيفتد و مساكن مردان از مساكن زنان مفروض و مقامگاه هرفصلى و موسمى بحسب آنوقت معد و موضع ذخاير و اموال بحصانت موصوف: و احتياطى كه بدفع آفات تعلق دارد مانند حرق و غرق و نقب دزدان و تعرض هوام بتقديم رساند.
و در مسكن مردم آنچه توقى (نگهبانى كردن) از زلال اقتضا كند يعنى ساحت فراخ و دكانهاى افراشته مرعى، و با كثرت مواقف و محال شرايط تناسب اوضاع محفوظ و از همه مهمتر اعتبار حال جوار تا بمجاورت اهل شر و فساد و كسانيكه موذى طبع باشند مبتلا نشود. و از آفت وحشت و انفراد ايمن ماند
افلاطون حكيم منزل در كوى زرگران گرفته بود، از حكمت آن