پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٩ - ٣- شوراى شش نفرى و سرانجام آن
راضى بود: على (ع)، عثمان، طلحه، زبير، سعد بن ابى وقاص و عبد الرّحمن بن عوف لذا بايد خلافت به مشورت اين شش نفر انجام شود تا يكى را از ميان خود انتخاب كنند، آن گاه دستور داد تا هر شش نفر را حاضر كنند، سپس نگاهى به آنها كرد و گفت همه شما مايل هستيد بعد از من به خلافت برسيد، آنها سكوت كردند، دوباره اين جمله را تكرار كرد. «زبير» جواب داد: ما كمتر از تو نيستيم چرا به خلافت نرسيم! (يكى از مورّخان مىگويد: اگر زبير يقين به مرگ عمر نداشت جرأت نمىكرد اين سخن را با اين صراحت بگويد).
بعد براى هر يكى از شش نفر عيبى شمرد، از جمله به «طلحه» گفت:
«پيامبر (ص) از دنيا رفت در حالى كه به خاطر جملهاى كه بعد از نزول «آيه حجاب» گفتى از تو ناراضى بود» [١] و به على (ع) گفت: «تو مردم را به راه روشن و طريق صحيح به خوبى هدايت مىكنى تنها عيب تو اين است كه بسيار مزاح مىكنى!» و به «عثمان» گفت: «گويا مىبينم كه خلافت را قريش به دست تو دادهاند و بنى اميّه و بنى ابن معيط را بر گردن مردم سوار مىكنى و بيت المال را در اختيار آنان مىگذارى و گروهى از گرگان عرب تو را در بسترت سر مىبرند».
سرانجام «ابو طلحه انصارى» را خواست و فرمان داد كه پس از دفن او با پنجاه تن از انصار، اين شش نفر را در خانهاى جمع كنند تا براى تعيين جانشين او به مشورت پردازند، هر گاه پنج نفر به كسى رأى دهند و يك نفر در مخالفت پافشارى كند، گردن او را بزنند و همچنين در صورت توافق چهار نفر، دو نفر مخالف را به قتل برسانند و اگر سه نفر يك طرف و سه نفر طرف ديگر بودند آن
[١] منظور از آيه حجاب آيه «فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ» است كه در باره زنان پيامبر آمده است. طلحه گفت: پيامبر مىخواهد امروز آنها را از ما بپوشاند ولى فردا كه از دنيا رفت ما با آنان ازدواج مىكنيم- البته اين سخن عمر در باره طلحه در تناقض آشكارى است با آنچه در آغاز گفت كه پيامبر از دنيا رفت و از اين شش نفر راضى بود-