پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٨ - پاسخ به يك سؤال
نخستين آنها حركات و تصميمگيريهاى بىمطالعه كه سبب مشكلات و نابسامانيها در جامعه مىگردد، بود.
دوّم سركشى و تمرّد از قوانين الهى و نظامهاى اجتماعى.
سوّم رنگ عوض كردنهاى پى در پى و از راهى به راهى گام نهادن و از گروهى جدا شدن و به گروه ديگر پيوستن و بدون داشتن هدف ثابت زندگى كردن.
چهارم انحراف از مسير حق و حركت در مسير ناصواب و غير مستقيم بود.
بىشك- همان گونه كه بعدا به طور مشروح خواهيم گفت- سياست خارجى در عصر خليفه دوّم و فتوحات اسلامى و پيشرفت در خارج از منطقه حجاز، ذهنيّتى براى بسيارى از مردم در باره شكل اين حكومت ايجاد كرده بود كه آن را در تمام جهات موفق مىپنداشته، كمتر به مشكلات داخلى جامعه مسلمانان نخستين بينديشند در حالى كه همان گونه كه امام (ع) در اين جملهها اشاره فرموده است گروهى از مسلمانان بر اثر اشتباهات و خطاها و ندانم كاريها و اجتهاد در مقابل نصوص قرآن و پيامبر (ص)، گرفتار نابسامانيهاى فراوانى از نظر اعتقاد و عمل و مسائل اخلاقى شدند و در واقع تدريجا از اسلام ناب فاصله مىگرفتند و همانها سبب شد كه سرانجام به شورشهاى عظيمى در دوران خليفه سوّم بينجامد و مقدّمات حكومت خودكامهاى در عصر خلفاى اموى و عبّاسى كه هيچ شباهتى به حكومت اسلامى عصر پيامبر (ص) نداشت فراهم گردد. به يقين اين دگرگونى عجيب در يك روز انجام نگرفت و اشتباهات مستمرّ دوران خلفا به آن منتهى شد.
امام در ادامه اين سخن مىافزايد: «هنگامى كه اوضاع را چنين ديدم صبر و شكيبايى پيشه كردم با اين كه دورانش طولانى و رنج و محنتش شديد بود» (فصبرت على طول المدّة، و شدّة المحنة).
درست شبيه همان شكيبايى در دوران خليفه اوّل، ولى چون شرايط پيچيدهتر و دوران آن طولانىتر بود رنج و محنت امام (ع) در اين دوران فزونى يافت.