پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٣ - آغاز سخن در باره آفرينش جهان
چرا كه مثلا انسان هنگامى كه مىخواهد كارى را انجام دهد، اگر مسبوق به سابقهاى نباشد، در باره آن مىانديشد و با ابتكار خود به سراغ آن مىرود و اگر مسبوق به سابقهاى باشد از تجارب ديگران يا از تجارب خودش بهرهگيرى مىكند و گاه در درون ذهن او حركت گستردهاى در انديشهها پيدا مىشود، روى مقدّمات مسأله مىانديشد و از آن به سراغ نتيجهها مىرود و گاه در ترديد و تزلزل باقى مىماند و سرانجام يك طرف را انتخاب كرده به پيش مىرود.
هيچ يك از اين چهار حالت، در ذات پاك خداوند و هنگام آفرينش اشيا نيست، نه نياز به فكر و انديشه دارد و نه تجربه قبلى، نه حركت فكرى روى مقدّمات و نتيجهها و نه تزلزل و اضطراب در تصميمگيريها. اراده كردن همان و ايجاد شدن موجودات همان: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ»، فرمان او چنين است كه هر گاه چيزى را اراده كند تنها به آن مىگويد: موجود باش! آن نيز بىدرنگ موجود مىشود». [١] به تعبير ديگر اين حالات چهارگانه، مربوط به تصميمگيرى كسانى است كه علم و قدرت محدودى دارند و لازمه آن نياز به انديشه يا تجارب ديگران و يا اضطراب و ترديد است. امّا آن كس كه علمش بىپايان و قدرتش نامحدود است، به هنگام آفرينش، هيچ يك از اين حالات را نخواهد داشت.
از آنچه در بالا گفته شد به خوبى استفاده مىشود كه منظور از حركت، در عبارت فوق، همان حركت انديشه در درون نفس است.
ولى اين احتمال نيز از سوى بعضى مفسّران داده شده است كه منظور حركت جسمانى خارجى است كه لازمه اجسام است و خداوند برتر و بالاتر از جسم و جسمانيّات مىباشد.
ولى معناى اوّل مناسبتر به نظر مىرسد، زيرا سه حالت ديگر كه در عبارت
[١] سوره يس، آيه ٨٢.