پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧ - شرح و تفسير هماى بلند پرواز انديشهها به كنه ذاتش نرسد!
موجود و لا وقت معدود و لا أجل [١] ممدود).
يعنى چگونه ما مىتوانيم به كنه ذاتش برسيم در حالى كه فكر ما بلكه تمام هستى ما محدود است و جز اشياى محدود را درك نمىكند حال آن كه ذات خدا از هر نظر نامحدود و صفات بىپايانش از ازل تا ابد را گرفته، نه حدّى دارد، نه توصيف قابل دركى و نه آغاز و نه پايانى.
نه تنها ذات او كه صفات او نيز نامحدود است. علمش نامحدود است و قدرتش بىپايان، چرا كه همه اينها عين ذات نامحدود اوست.
به تعبير ديگر او هستى مطلق است و هيچ قيد و شرطى ندارد و اگر قيد و شرط و حدّ محدودى به ذاتش راه يابد مركّب خواهد بود و مىدانيم كه هر موجود مركّبى ممكن الوجود است نه واجب الوجود. بنا بر اين واجب الوجود ذاتى است نامحدود در تمام جهات و به همين دليل يكتا و يگانه و بىنظير و بىمانند است زيرا دو وجود نامحدود از هر جهت، غير ممكن است چرا كه دوگانگى باعث محدوديّت هر دو مىشود اين يك، فاقد وجود ديگرى است و آن هم فاقد وجود اين. (دقّت كنيد) پس از اشارهاى كه در جملههاى سابق به صفات جمال و جلال خدا (صفات ثبوتى و سلبى) آمد، به گوشهاى از صفات فعل پروردگار اشاره كرده مىفرمايد:
«مخلوقات را با قدرتش آفريد و بادها را با رحمتش به حركت در آورد و گسترش داد و لرزش و اضطراب زمين را به وسيله كوهها بر طرف ساخت» (فطر [٢] الخلائق بقدرته
[١] «اجل» به معناى سرآمد و سررسيد هر چيزى است، خواه در مورد عمر انسان باشد يا اشياى ديگر، يا سررسيد قراردادها و بدهىها.
[٢] «فطر» از مادّه «فطر» (بر وزن سطر) به گفته «راغب» در «مفردات» در اصل به معناى شكافتن چيزى از طول است و لذا خوردن روزه را افطار مىگويند گويى حالت روزه با آن شكافته مىشود. اين واژه به معناى آفرينش و ايجاد و ابداع چيزى نيز آمده گويى پرده عدم شكافته مىشود و به عالم وجود گام مىنهد.