پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٦ - شرح و تفسير هماى بلند پرواز انديشهها به كنه ذاتش نرسد!
دليل اين، جوابگوى آن نخواهد بود. نه تنها در مقام عمل از مدح و ثنا و اداى حقّ او عاجزند كه در مقام انديشه و تفكّر نيز از درك ذاتش ناتوانند.
به همين دليل در ادامه اين سخن- ضمن بيان دو وصف ديگر- مىفرمايد:
«همان خدايى كه افكار بلند و ژرفانديش، كنه ذاتش را درك نكنند، و غوّاصان هوشمند درياى علوم و دانشها، دسترسى به كمال هستيش پيدا ننمايند» (الّذي لا يدركه بعد الهمم و لا يناله غوص الفطن). [١] تعبير به «بعد الهمم و غوص الفطن» گويا اشاره به اين حقيقت است كه اگر افكار بلند در قوس صعودى و انديشههاى قوى در قوس نزولى حركت كنند، هيچ يك به جايى نمىرسند و از درك كنه ذاتش عاجز و ناتوانند.
سپس در ادامه اين سخن، خود امام (ع) به دليل آن پرداخته كه چرا انسانها از درك كنه ذاتش عاجز و ناتوانند؟ مىفرمايد: «او كسى است كه براى صفاتش حدّى نيست و توصيفى براى بيان اوصافش وجود ندارد، و نه وقت معيّنى و نه سرآمد مشخصى براى ذات پاك اوست!» (الّذي ليس لصفته حدّ محدود و لا نعت [٢]
[١] «همم» جمع «همّت» به گفته «مقاييس اللغة» در اصل به معناى ذوب شدن و جريان يافتن و حركت كردن است و اندوه را از اين جهت «همّ» مىگويند كه سبب ذوب شدن جسم و جان انسان است. سپس به هر امرى كه داراى اهميّت است يا فكر و هوش انسان را به خود مشغول مىسازد و مايه حركت مىباشد، همّ و همّت اطلاق شده است (در مفردات نيز قسمتى شبيه به همين آمده است).
«غوص»: در اصل به معناى فرو رفتن در آب است، سپس به ورود در هر كار مهمّى نيز اطلاق شده است.
«فطن»: جمع «فطنة» (بر وزن فتنه) به گفته «لسان العرب» به معناى فهم و هوش و ذكاوت است.
[٢] «نعت» به گفته «خليل بن احمد» به معناى توصيف چيزى با صفات نيك است (بنا بر اين با وصف كه در خوب و بد مىآيد تفاوت دارد).