پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٤ - جاهلان عالمنما!
جهّال الامّة).
بديهى است كه چنين افرادى خريدارانى جز آن گروه ندارند و براى آنان در ميان خردمندان جايى نيست. هدفشان جلب نظر جهّال و نفوذ در ميان آنهاست چرا كه از ورود به جرگه خردمندان مأيوس و نااميدند.
در سوّمين توصيف مىافزايد: «او در تاريكيهاى فتنهها به پيش مىدود» (عاد [١] في اغباش الفتنة).
با توجّه به اين كه «غبش» (مفرد اغباش) طبق تصريح ارباب لغت [٢] به معنى شدّت ظلمت يا ظلمت آخر شب است كه بهترين موقع براى پيشرفت كار سارقان و دزدان مىباشد روشن مىشود كه اين گونه افراد، هميشه به دنبال آن هستند كه از آب گلآلود فتنهها، ماهى بگيرند. هميشه از روشنايى مىگريزند و به ظلمات و تاريكيها كه بهترين جا براى فريب مردم نادان است، پناه مىبرند، چرا كه اگر ظلمت فتنه فرو نشيند و آفتاب علم و دانش سرزند چهره واقعى آنان نمايان مىگردد و نزد خاص و عام رسوا مىشوند.
در چهارمين توصيف به يكى ديگر از بدبختيهاى بزرگ چنين كسى اشاره كرده، مىفرمايد: «او از ديدن منافع پيمان صلح در ميان مردم نابيناست» (عم بما في عقد الهدنة [٣]).
روشن است كه منظور از «هدنة» (آرامش) در اين جا، صلح ميان مسلمانان و غير مسلمين نيست، چرا كه اين سخن در باره كسى است كه به گواهى جملههاى
[١] «عاد» از ماده «عدو» (بر وزن صبر) به معنى دويدن است.
[٢] مقاييس اللغة، جوهرى، لسان العرب.
[٣] «هدنه» به معنى سكون و آرامش است و در مورد پيمانهاى صلح نيز به كار مىرود.