پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٧ - ١- بيعت با امير مؤمنان عمومى و مردمى بود
ستم كشيده، نه مانند بيعت «سقيفه» كه تصميم اصلى را چند نفر بگيرند و مردم را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند و نه همانند «بيعت عمر» كه تنها با تصميم خليفه اوّل پايهريزى شد و نه همچون «بيعت عثمان» كه «شوراى شش نفره» با آن تركيب خاصّش سردمدار آن بود و در يك كلام مىتوان گفت كه بيعت واقعى و حقيقى، همين بيعت بود و بقيّه از يك نظر جنبه مصنوعى داشت و از قبل، روى آن كار شده بود.
بعضى از شارحان نهج البلاغه نوشتهاند كه قيام كنندگان در برابر «عثمان» هنگامى كه بعد از قتل او به سراغ امام (ع) رفتند تا با او براى خلافت بيعت كنند، حضرت حاضر نشد و هنگامى كه اصرار كردند فرمود: «من وزير شما باشم بهتر از آن است كه امير باشم» (انا لكم وزيرا خير منّى اميرا) زيرا مىدانست پيشگام شدن آنها در بيعت، به اين اتهام دامن مىزند كه نقشه قتل عثمان از قبل پىريزى شده بود بعلاوه، اگر تنها آنها بيعت مىكردند گروهى مىگفتند تنها قاتلان «عثمان» با او بيعت كردند، افزون بر اين، امام (ع) در جبين آنها مىديد كه همه تحمّل پذيرش حق را ندارند، آرى حق تلخ و سنگين است، ولى بعدا مهاجران و انصار آمدند و به آن حضرت اصرار كردند كه خلافت را بپذيرد. «على» (ع) چارهاى جز پذيرش نديد سپس بر منبر قرار گرفت و مردم گروه گروه آمدند و با او بيعت كردند، تنها افراد اندكى سرباز زدند ولى امام (ع) اصرارى در اجبار آنان نداشت، از كسانى كه از بيعت سرباز زدند «سعد بن ابى وقّاص» و «عبد اللّه بن عمر» بود. [١] به اعتقاد ما و مطابق مدارك غير قابل انكار، «على» (ع) از سوى خداوند به جانشينى پيامبر نصب شده بود، نه تنها در «غدير خم» كه در موارد متعدّدى، پيامبر (ص) آن را تأكيد فرمود، هر چند به دلايلى كه اين جا جاى شرح آن نيست، بعد از رحلت پيامبر (ص) گروهى به مخالفت با آن برخاستند، ولى به هر حال بعد
[١] فى ظلال نهج البلاغه، جلد ١، صفحه ٩٦.