پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٣ - ٤- علل شورش بر ضدّ عثمان
يكديگر مكاتبه كردند و يكديگر را بر عزل «عثمان» و فرماندارانش تهييج نمودند، سرانجام يك گروه عظيم دو هزار نفرى به سركردگى «ابو حرب» از «مصر» و گروه ديگرى به همين تعداد به همراهى «زيد بن صوحان» و «مالك اشتر» و بعضى ديگر از بزرگان «كوفه» و گروه سوّمى از «بصره» به رهبرى «حرقوص بن زبير» به عنوان زيارت خانه خدا حركت كردند و به «مدينه» آمدند و مردم مدينه را از قصد خود (دائر به عزل عثمان و فرماندارانش) با خبر ساختند. چيزى نگذشت كه منزل عثمان را محاصره كردند و به او تكليف كردند كه از خلافت كنارهگيرى كند، ولى «عثمان» از فرماندارانش به وسيله نامه كمك خواست، روز جمعه «عثمان» با مردم نماز خواند و به منبر رفت و به گروهى كه از شهرهاى مختلف (مخصوصا مصر) براى احقاق حقّ نزد او آمده بودند، خطاب كرد و گفت: «همه اهل مدينه مىدانند شما به وسيله پيامبر (ص) لعن شديد ...». در اين جا شورش عظيمى در مردم پيدا شد و آن چنان بالا گرفت كه «عثمان» از ترس بيهوش شد از منبر به زير افتاد و او را به خانه بردند.
بعدا «عثمان» به عنوان استمداد به خانه «على» (ع) آمد و گفت: «تو پسر عمّ من هستى و من بر تو حقّ خويشاوندى دارم و تو نزد مردم قدر و منزلت دارى و همه به سخنت گوش فرا مىدهند، وضع را مشاهده مىكنى، من دوست دارم با آنها سخن بگويى و آنها را از راهى كه در پيش گرفتهاند منصرف سازى!» امام فرمود: «چگونه آنها را راضى و منصرف كنم؟» عثمان گفت: «به اين صورت كه من، بعد از اين، مطابق صلاحانديشى تو رفتار مىكنم».
امام فرمود: «من بارها در اين باره به تو هشدار دادهام تو هم وعده دادى ولى به وعدهات وفا نكردى».
سرانجام امام براى خاموش كردن غائله، به اتّفاق سى نفر از مهاجران و انصار با كسانى كه از «مصر» آمده بودند (و از همه در مورد عزل عثمان فعّالتر بودند)