پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٢ - ٤- علل شورش بر ضدّ عثمان
گواهى دادند ... و نيز «سعيد بن عاص» را پس از «وليد» فرماندار «كوفه» ساخت. سعيد اعتقاد داشت كه «عراق» باغ «قريش و بنى اميّه» است، كه «مالك اشتر» در پاسخ وى گفت: «تو گمان مىكنى سرزمين عراق كه خداوند آن را به وسيله شمشير ما مسلمانان فتح نموده، مربوط به تو و اقوام توست!» اين معنى به درگيرىهايى ميان «اشتر» و «طايفه نخع» از يك سو و «رئيس شرطه» از سوى ديگر انجاميد و تدريجا صداى اعتراض مردم بر ضدّ «سعيد» و سپس بر ضدّ «عثمان» بلند شد. «عثمان» به جاى اين كه مردم «كوفه» را از طريق صحيحى آرام كند، دستور تبعيد رهبران شورش را به «شام» صادر كرد كه عدّهاى از بزرگان «كوفه» از جمله «مالك اشتر» و «صعصعة بن صوحان» را به شام تبعيد نمود.
در سال يازدهم خلافت او، عدّهاى از ياران پيامبر (ص) گرد هم آمدند و ايرادهاى مختلفى را كه به عثمان داشتند به وسيله «عامر بن عبد قيس» كه مردى عابد و خداشناس بود به او رساندند، «عثمان» به جاى اين كه برخورد منطقى با او كند، پاسخ اهانت آميزى به او داد.
وضع در «مدينه» نيز بحرانى شد و پايتخت اسلام براى شورش آمادگى پيدا كرد، «عثمان» گروهى از يارانش مانند «معاويه» و «سعيد بن عاص» را دعوت كرد و با آنها به مشورت نشست، بعضى صلاح در اين ديدند كه: «عثمان» مردم را به جهاد مشغول كند و بعضى از او خواستند: مخالفان را سركوب و نابود كند و بعضى: او را دعوت به بذل و بخشش از بيت المال- براى فرو نشاندن خشم مردم- كردند، تنها يك نفر حقيقت مطلب را به او گفت كه: تو «بنى اميّه» را بر گردن مردم سوار كردهاى، يا عدالت پيشه كن يا از خلافت كنارهگيرى نما! «عثمان» نظريّه سرگرمى مردم را به جهاد پذيرفت و دستور داد آنها را براى جهاد مجهّز سازند (ولى كار از كار گذشته بود و اين تدبير سودى نداشت).
در سنه ٣٥ هجرى (سال آخر حكومت عثمان) مخالفان او و «بنى اميّه» با