پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٢ - ١- نمونههايى از خشونت اخلاقى در عصر خليفه دوّم
است كه ريشههاى آنها حتّى به دوران قبل از امير مؤمنان على (ع) باز مىگردد). [١] آيا به راستى هر كسى سؤالى از قرآن كند بايد او را زير شلاق و چوب انداخت بى آن كه يك كلمه در پاسخ سؤال او گفته شود! و به فرض كه بعضى از افراد بىدين و منافق براى مشوّش ساختن افكار مردم سؤالاتى در باره قرآن مىكردند، وظيفه خليفه در برابر آنها اين بود كه با چوب و شلاق پاسخ بگويد يا نخست بايد از نظر علمى و منطقى توجيه شوند و اگر نپذيرفتند آنها را تنبيه كند؟
آيا اين به خاطر آن بوده كه خليفه پاسخ اين سؤالات را نمىدانسته و عصبانى مىشده، يا دليل ديگرى داشت و حتّى افراد مشكوك را مورد هتك و توهين قرار مىداده و عمامه آنها را به زمين مىافكنده است! ٣- «ابن ابى الحديد» در شرح نهج البلاغه خود نقل مىكند كه گفته مىشد:
«درّة عمر اهيب من سيف الحجّاج، تازيانه عمر وحشتناكتر از شمشير حجاج بود!» سپس مىگويد: در حديث صحيح آمده كه زنانى نزد رسول خدا (ص) بودند و سر و صداى زيادى كردند، «عمر» آمد، همگى از ترس او فرار كردند، به آنها گفت اى دشمنان خويشتن! آيا از من مىترسيد و از رسول خدا (ص) نمىترسيد؟
گفتند: آرى «انت اغلظ و افظّ، تو خشنتر و درشتگوترى»! [٢] ٤- در همان كتاب آمده است نخستين كسى را كه «عمر» با تازيانه زد، «امّ فروه» خواهر ابو بكر بود هنگامى كه ابو بكر از دنيا رفت، زنان بر او نوحهگرى مىكردند، خواهرش «ام فروه» نيز در ميان آنها بود، عمر كرارا آنها را نهى كرد، آنها باز تكرار كردند، «عمر» «امّ فروه» را از ميان آنها خارج ساخت و با تازيانه زد، همه زنان ترسيدند و متفرق شدند. [٣]
[١] به كنز العمّال، جلد ١١، صفحه ٣٢٢ (حديث ٣١٦٢٧) و ملل و نحل شهرستانى، جلد ١، صفحه ١١٤ مراجعه شود.
[٢] نهج البلاغه ابن ابى الحديد، جلد ١، صفحه ١٨١.
[٣] نهج البلاغه ابن ابى الحديد، جلد ١، صفحه ١٨١.