پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣١ - ٢- چرا از خلافت تعبير به «ارث» شده است؟
نه براى مسائل مهمّ الهى، بلكه به خاطر مسائل شخصى تفسير مىكردند.
ولى ضايعات و مشكلات فراوانى كه از تغيير محور خلافت به وجود آمده بود روز به روز خود را بيشتر نشان مىداد و همينها بود كه به صورت خار و خاشاكى به چشم مولا (ع) مىنشست و همچون استخوانى گلويش را آزار مىداد.
اين درسى است براى همه مسلمين در طول تاريخ كه هر گاه احقاق حقّ خويش، موجب ضربهاى بر اساس و پايه دين شود بايد از آن چشم بپوشند و حفظ اصول را بر همه چيز مقدّم بشمرند و بر درد و رنجهاى ناشى از تضييع حقوق، صبر كنند و دندان بر جگر بفشارند.
شبيه همين معنى در خطبه ٢٦ نيز آمده است كه مىفرمايد: «فنظرت فاذا ليس لى معين الّا اهل بيتى ... و اغضيت على القذى و شربت على الشّجى ...، من نگاه كردم و ديدم براى گرفتن اين حق ياورى به جز خاندان خويش ندارم ... چشمهاى پر از خاشاك را فرو بستم و با گلويى كه گويى استخوان در آن گير كرده بود جرعه حوادث را نوشيدم».
٢- چرا از خلافت تعبير به «ارث» شده است؟
در عبارات فوق خوانديم كه امام (ع) مىفرمايد: «من ديدم كه ميراثم به غارت مىرود.» در اين جا سؤالى پيش مىآيد كه چرا از خلافت تعبير به «ميراث» شده است؟! پاسخ اين سؤال با توجّه به اين نكته روشن مىشود و آن اين كه خلافت يك ميراث الهى و معنوى است كه از پيامبر (ص) به جانشينان معصومش مىرسد نه يك ميراث شخصى و مادّى و حكومت ظاهرى. شبيه اين تعبير در آيات قرآن نيز ديده مىشود آنجا كه «زكريا» از خداوند تقاضاى فرزندى مىكند كه «وارث او» و «وارث آل يعقوب» باشد (و بتواند به خوبى از ميراث نبوّت و پيشوايى خلق