پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٧ - ٣- فرضيههاى موجود در عصر نزول قرآن در باره پيدايش جهان
و اين خود از شواهد عظمت و استقلال قرآن و اخبار اسلامى و سرچشمه گرفتن آنها از مبدأ وحى و نه از افكار بشرى است و گرنه به رنگ همانها در مىآمد. [١] چگونگى پيدايش جهان هستى را در كلام «امير مؤمنان على» (ع) كه هماهنگ با بسيارى از روايات ديگر است، مشاهده كرديد.
آنچه در آيات قرآنى و روايات اسلامى به چشم مىخورد، مسأله آسمانهاى هفتگانه است، نه افلاك نه گانه و نه عقول عشره و تفسير آسمانهاى هفتگانه در بحث آينده خواهد آمد.
ولى متأسفانه جمعى از شارحان قديم نهج البلاغه- كه تحت تأثير فرضيّه عقول عشره و نظريّه «بطلميوس» در پيدايش جهان واقع شده بودند- آن را به شرح نهج البلاغه كشانده و سعى داشتهاند خطبه بالا را بر آن منطبق سازند، اصرارى كه هيچ ضرورت و لزومى نداشت، چرا كه هر دو، فرضيّه بودند، فرضيّههايى كه بطلان آنها امروز ثابت شده است.
مشاهدات علمى امروز و تجربيّات دانشمندان فلكى به روشنى ثابت كرده است، فلكى به آن معنا كه «بطلميوس» مىپنداشت، وجود ندارد و ستارگان ثابت و سيّار كه عدد آنها به مراتب بيش از آن است كه قدما مىپنداشتند در فضاى خالى (سيّارات به دور خورشيد نه به دور زمين و ثوابت بر محورهاى ديگرى) دور مىزنند و زمين، نه تنها مركز جهان نيست بلكه سيّاره كوچكى از سيّارات منظومه شمسى است كه آن هم به نوبه خود منظومه كوچكى از ميليونها و ميلياردها منظومه
[١] بلكه بعضى از آيات قرآن اشاره به حركت زمين دارد، مانند آيه ٨٨ سوره «نمل»: «وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ» و آيه ٢٥ سوره «مرسلات» «أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً» (بنا بر بعضى از تفاسير) و بعضى دلالت بر شناور بودن خورشيد و ماه در فضاى عالم بالا مىكند، مانند: آيه ٤٠ سوره «يس»: «لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ». (براى شرح بيشتر به تفسير نمونه مراجعه كنيد)