نهج الدّعا (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٢
سعادت آنها است . پس چرا دعا كردن براى مشركان و كافران ، شايسته نيست ؟ پاسخ اين پرسش اين است كه به طور كلّى ، كسانى كه گرفتار انحرافات اعتقادى و عملى هستند ، به دو دسته تقسيم مى شوند : دسته اوّل : مستضعفان ؛ يعنى كسانى كه به دليل ناآگاهى و نبودِ ابزار و امكانات لازم جهت شناسايى حق و پيروى از آن ، دچار انحراف شده اند . دسته دوم ، معاندان ؛ يعنى كسانى كه حق را مى شناسند و آگاهانه به دليل هوسرانى و برترى جويى با آن مخالفت مى كنند و يا به ابزارها و موقعيت هاى شناسايى حق ، دسترسى دارند ، ليكن بدان بى اعتنايى مى كنند و بر باطل مى مانند . در مورد دسته اوّل ، نه تنها دعا براى هدايت آنها ممدوح است ؛ بلكه هر گونه تلاش براى آگاه سازى و تعليم و تربيت آنها ضرور است . لذا پيامبر خدا با آن همه آزارهايى كه از قوم خود ديد ، براى هدايت آنها دعا مى كرد و مى گفت : اللّهُمَّ اهدِ قَومي فَإِنَّهُم لا يَعلَمونَ . [١] خداوند! قوم مرا راهنمايى كن؛ زيرا كه آنان نادان اند . سيّد بن طاووس ، در كتاب شريف الإقبال ، در اين باره سخن بسيار زيبايى دارد . ايشان مى گويد : شبى ارجمند از ماه رمضان ، پس از گذشت مدّتى از تأليف اين كتاب (الإقبال) ، در سحرگاه ، مشغول دعا بودم براى كسى كه لازم و نيكوست كه پيش از همه ، دعا براى او انجام گيرد ، و براى خودم ، و براى هر كه لياقت اين توفيق را داشت كه دعايش كنم . به خاطرم گذشت كه ابتدا سزاوار است به آنانى دعا كنم كه مُنكر خدايند و نعمت هاى او را ناسپاسى مى كنند و حرمت او را سبُك مى شمارند و حكم او
[١] نهج البلاغه : نامه ٥٣ .[٢] ر .ك : ص ١٤٩ (كسانى كه پيامبر بر ايشان دعا كرد / دعاى پيامبر براى قوم خود) .[٣] هود : آيه ٧٥ .[٤] ممتحنه : آيه ٨ .[٥] الإقبال : ج ١ ص ٣٨٤ .[٦] ر . ك : ص ٦٧ (كسانى كه نبايد برايشان دعا كرد / ستمكار) .[٧] حلية الأولياء : ج ٦ ص ١٧٥ ، كنز العمّال : ج ١١ ص ١٩١ ح ٣١١٧٦ .[٨] رعد : آيه ١١ .