نهج الدّعا (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٣
٢٨ ـ عبد اللّه ذو البِجادَين [١]
١٢٣٩.اُسد الغابة : زيد بن اسلم ، از مردى كه برايش نقل كرده بود ، روايت كرد كه : بر پيامبر خدا ـ در حالى كه بر سر قبرى نشسته بود و مرده اى را دفن مى كردند، گذشتم . شنيدم كه مى فرمايد : «بار خدايا! من از او راضى هستم. تو نيز از او راضى باش» . پرسيدم : او كيست؟ گفتند : عبد اللّه ذو البِجادَين . يونس ، از ابن اسحاق ، از محمّد بن ابراهيم ، از عبد اللّه بن مسعود ، روايت كرده است كه وى از مرگ ذوالبِجادَين ، ياد كرد و در آخر گفت : پيامبر خدا فرمود : «بار خدايا! من از او راضى هستم . تو نيز از او راضى باش» . ابن مسعود گفت : كاش من صاحب آن قبر بودم !
٢٩ ـ عُبَيد ابو عامر [٢]
١٢٤٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بار خدايا! عُبَيد ، ابو عامر را بيامرز... . بار خدايا! در روز قيامت ، او را فرا دستِ بسيارى از خَلقت قرار ده ... .
٣٠ ـ عُروه بارقى [٣]
١٢٤١.سنن الترمذى ـ به نقل از ابو لبيد ـ: عروه بارقى گفت : پيامبر خدا يك دينار به من داد تا براى ايشان گوسفندى خريدارى كنم . من براى پيامبر صلى الله عليه و آله ، دو گوسفند خريدم و يكى از آنها را به يك دينار فروختم و گوسفند ديگر را با آن دينار نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آوردم . عروه داستان را براى ايشان باز گفت . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «خدا به معاملاتت بركت دهد!» . از آن پس، عروه به كُناسه [٤] كوفه مى رفت و سود بسيار به دست مى آورد. از اين رو، وى از ثروتمندترين مردم كوفه بود .
[١] براى شناخت وى ، ر . ك : ص ٥٤٠ .[٢] براى شناخت وى ، ر . ك : ص ٥٤٠ .[٣] براى شناخت وى ، ر . ك : ص ٥٤١ .[٤] كُناسه ، نام محلّى در كوفه است. زيد بن على بن الحسين عليه السلام در همين محل به دار آويخته شد .