نهج الدّعا (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٥
١٢٦٨.مسند ابن حنبل ـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ: هنگامى كه پيامبر خدا در جِعرانه [١] به تقسيم غنايم حُنَين پرداخت ، مسلمانان بر گِرد ايشان ازدحام كردند. پيامبر خدا فرمود : «خداوند ، بنده اى از بندگان خدا را به سوى قومش فرستاد و آنان او را زدند و چهره اش را شكستند و او خون از چهره خويش پاك مى كرد و مى گفت : پروردگارا! قومم را بيامرز ، كه آنان نادان اند» .
١٢٦٩.صحيح البخارى ـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ: گويى پيامبر صلى الله عليه و آله را مى بينم كه پيامبرى از پيامبران را مجسّم مى سازد كه قومش او را زدند و خون آلودش كردند و او خون از چهره اش پاك مى كند و مى گويد : «بار خدايا! قوم مرا بيامرز ، كه آنان نادان اند» .
٤ / ٨
اقوامى كه پيامبر برايشان دعا كرد
١٢٧٠.مسند ابن حنبل ـ به نقل از خفاف بن ايماء بن رخصه غفارى ـ: پيامبر خدا نماز صبح را با ما خواند و ما با ايشان بوديم . چون سرش را از [سجده] ركعت آخر برداشت ، فرمود : «... اسلم را خدا به صلح كشانَد ( / كشانيد) و غِفار را خدا بيامرزد ( / آمرزيد)!» . [٢] سپس پيامبر خدا به سجده افتاد و چون نمازش را تمام كرد ، رو به مردم كرد و فرمود : «اى مردم! من اين را نگفتم ؛ بلكه خداوند عز و جل آن را گفت» .
[١] جِعرانه ، بركه اى است بين طائف و مكّه، كه به مكّه نزديك تر است. پيامبر صلى الله عليه و آله در بازگشت از غزوه حُنَين ، در اين مكان فرود آمد و غنايم هوازن را تقسيم كرد و از آن جا مُحرِم شد. پيامبر صلى الله عليه و آله در آن جا مسجدى دارد .[٢] بنا به گفته برخى شارحان حديث، اين جمله و جمله قبل ، احتمال دارد دعايى باشند و يا خبرى .