نهج الدّعا (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٧
٩ / ٣
جابر جُعْفى [١]
١٣٣١.امام صادق عليه السلام : خدا رحمت كند جابر [بن يزيد] جعفى را! او از طرف ما راست مى گفت . خدا لعنت كند مغيرة بن سعيد را! او بر ما دروغ مى بست.
٩ / ٤
طَرخان نَخّاس [٢]
١٣٣٢.الكافى ـ به نقل از طَرخان نَخّاس ـ: بر امام صادق عليه السلام كه در حيره فرود آمده بود، گذشتم . به من فرمود : «شُغلت چيست؟». گفتم : چاپادار . فرمود : «قاطرى فَضحا برايم تهيّه كن». گفتم : قربانت گردم! فَضحا چيست؟ فرمود : «قاطر سياهى كه شكم و ميان پاها و پوزه اش سفيد است». گفتم : به خدا سوگند ، تاكنون قاطرى را با اين ويژگى نديده ام . و از نزد ايشان برگشتم . به محض آن كه وارد خندق شدم ، ديدم جوانكى سوار بر قاطرى با همان ويژگى نزديك شد. از جوانك پرسيدم : اين قاطر از آنِ كيست؟ گفت : از آنِ خواجه ام. گفتم : آن را مى فروشد؟ گفت : نمى دانم. من به دنبال او رفتم تا نزد خواجه اش رسيدم و قاطر را از او خريدم و نزد امام عليه السلام آوردم. فرمود : «اين ، همان ويژگى اى است كه مى خواستم». گفتم : قربانت گردم! برايم دعا كنيد. فرمود : «خدا مال و فرزندانت را افزون كناد!». و من ، ثروتمندترين و پُر فرزندترينِ مردم كوفه شدم .
[١] براى شناخت وى ، ر . ك : ص ٥٢٩ .[٢] بر شرح احوال او ، بيش از آنچه در متن آمده است ، دست نيافتيم .