نهج الدّعا (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٩
٧ ـ اُمّ سُلَيم [١]
١٢١١.الطبقات الكبرى ـ به نقل از انس ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله بر اُمّ سُلَيم وارد شد ... سپس در گوشه اتاق ايستاد و نمازى مستحبّى خواند و براى اُمّ سُلَيم و خانواده اش دعا كرد.
١٢١٢.الاستيعاب ـ به نقل از اُمّ سُلَيم ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله براى من دعا كرد و بيش از آن نمى خواهم.
١٢١٣.الطبقات الكبرى ـ به نقل از عباية بن رفاعه ـ: اُمّ اَنَس ، همسر ابو طلحه بود و از او پسرى به دنيا آورد و آن پسر بيمار شد . ابو طلحه نزد پيامبر خدا رفت . [در اين فاصله] كودك از دنيا رفت و مادرش او را كفن كرد . چون ابو طلحه آمد ، به همسرش گفت : پسرم چگونه است؟ اُمّ اَنَس گفت : خوب است . و آن گاه براى ابو طلحه پيشكش و وسايل عيش و خوشى را آورد كه زن ها براى شوهرشان مى آورند و وى از آنها بهره گرفت. و آن گاه از ابو طلحه درخواست كامگيرى كرد و شوهرش از او كام گرفت . سپس به ابو طلحه گفت : چه مى گويى درباره كسانى از همسايگان ما كه امانتى نزد آنها بود و صاحبانش آن را مطالبه كردند و آنها حاضر نشدند برگردانند؟ ابو طلحه گفت : بد كارى كردند! اُمّ اَنَس گفت : اينك ، فرزند تو نيز عاريتى از جانب خداوند بود و خدا او را گرفت. ابو طلحه به او گفت : [تو را] به خدا سوگند ، امشب را صبر از كَفم مَرُباى. و صبح نزد پيامبر خدا رفت و ماجرا را به ايشان گفت . پيامبر خدا فرمود : «بار خدايا ! اين دو را در شبانگاهشان بركت ده» . پس اُمّ اَنَس براى ابو طلحه پسرى به دنيا آورد . از آن پسر ، هفت پسر به دنيا آمد كه همگى حافظ قرآن بودند.
[١] براى شناخت وى ، ر . ك : ص ٥٢٧ .