نهج الدّعا (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨٧
١٥ / ٤
اين دروغگويان
١٥٩٤.الخرائج و الجرائح ـ به نقل از ابن اُرومه ـ: معتصِم ، گروهى از وزيرانش را فرا خواند و گفت : عليه محمّد بن على بن موسى به نفع من ، شهادت دروغ بدهيد و بنويسيد كه او قصد خروج داشته است . سپس امام عليه السلام را احضار كرد و گفت : تو خواسته اى كه بر من خروج كنى ؟ [امام جواد عليه السلام ] فرمود : «به خدا سوگند كه من ، چنين كارى نكرده ام» . معتصم گفت : فلانى و فلانى و فلانى ، بر اين امر ، شهادت داده اند . و آن افراد را احضار كرد . آنها گفتند : بله . اين نامه ها را از برخى غلامانت به دست آورده ايم . معتصم در تالارى نشسته بود . امام جواد عليه السلام دستش را به آسمان برداشت و گفت : «بار خدايا ! اگر اينان بر من دروغ مى بندند ، مجازاتشان كن» . نگاه كرديم . ديديم تالار ، تكان مى خورَد و مى رود و مى آيد ، به طورى كه هر كس بر مى خيزد ، به زمين مى خورد . معتصم گفت : اى پسر پيامبر خدا ! از كرده خويش توبه كارم . دعا كن كه پروردگارت اين را آرام گردانَد . [امام عليه السلام ] فرمود : «بار خدايا ! آرامَش گردان . تو مى دانى كه اينها دشمنان تو و من هستند» . پس ، تالار آرام گرفت .