نهج الدّعا (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٩
١٢٥٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند عز و جل درباره امّتم به من وعده داد و از سه چيز در امانشان داشت : گرفتار قحطىِ فراگيرشان نكند ؛ هيچ دشمنى ، آنها را نابود نسازد ؛ و همه آنان راه گم راهى را در پيش نگيرند.
١٢٥٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند ، شما را از سه چيز در امان داشت : پيامبرتان بر ضدّ شما دعايى نكند كه همگى تان نابود شويد ؛ اهل باطل بر اهل حق چيره نشوند ؛ و همگى بر گم راهى ، اتّفاق نظر نداشته باشيد .
ر . ك : ج ١ ص ٣٢٧ ح ٥١٩ .
٤ / ٧
دعاى پيامبر براى قوم خود
١٢٥٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوندا! قومم را بيامرز ، كه آنان نادان اند .
١٢٦٠.المناقب، ابن شهر آشوب ـ در يادكرد غزوه اُحد ـ: به پيامبر صلى الله عليه و آله تير پرتاب مى شد و ايشان عرضه مى داشت : «خداوندا! قوم مرا بيامرز ، كه آنان نادان اند» .
١٢٦١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ آن گاه كه مردم را به يكتاپرستى مى خواند و مردم: بار خدايا! قوم مرا هدايت فرما ، كه اينان نادان اند، و مرا بر آنان نصرت بخش تا دعوت مرا به فرمان بردارى از تو ، پاسخ دهند .
١٢٦٢.الخرائج و الجرائح : پيامبر صلى الله عليه و آله به مكّه در آمد . هنگام ظهر بود . بلال را فرمود و او بر بام كعبه رفت و اذان گفت ، و هر بتى در مكّه بود ، فرو افتاد . چون اذان به گوش بزرگان قريش رسيد ، يكى از آنان با خود گفت : فرو شدن در شكم زمين ، بهتر از شنيدن اين خبر است . ديگرى گفت : خداى را سپاس كه پدرم را تا به امروز زنده نگه نداشت [كه چنين روزى را ببيند] . پيامبر خدا فرمود : «فلانى! تو در دلت چنين گفتى . فلانى! تو نيز در دلت چنين گفتى». ابو سفيان گفت : تو مى دانى كه من چيزى نگفتم . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «بار خدايا! قوم مرا هدايت كن ، كه آنان نادان اند» .