نهج الدّعا (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣١
١٢٣٥.الإصابة ـ به نقل از ابن عمر ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله براى ابن عبّاس دعا كرد و فرمود : «بار خدايا! در او بركت قرار بده و از او [بركت] منتشر كن» .
١٢٣٦.المعجم الأوسط ـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر خدا مرا در دامنش نشانيد و دستى به سرم كشيد و فرمود : «بار خدايا! به او حكمت بياموز» .
٢٧ ـ عبد اللّه بن مسعود [١]
١٢٣٧.المعجم الكبير ـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ: مشغول چرانيدن گوسفندان عُقبه بودم كه پيامبر صلى الله عليه و آله بر من گذشت. پس ، دستى به سرم كشيد و فرمود : «خدايت رحمت كناد! تو پسركى آموزش ديده هستى» .
١٢٣٨.مسند ابن حنبل ـ به نقل از ابن مسعود ـ: در حال چرانيدن گوسفندان عُقبة بن ابى مُعَيط بودم كه پيامبر خدا و ابو بكر بر من گذشتند. [پيامبر صلى الله عليه و آله ] فرمود : «پسر جان! شير دارى؟». گفتم : آرى؛ امّا من امانتدار هستم . فرمود : «ميشى هست كه قوچ نديده باشد؟». ميشى را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آوردم . ايشان دستى به پستانش كشيد. پستان ، پر از شير شد . آن را در ظرفى دوشيد و خود نوشيد و به ابو بكر هم نوشاند. سپس خطاب به پستان فرمود : «جمع شو» و پستان به حال اوّل باز گشت . بعد از اين ماجرا نزد ايشان رفتم و گفتم : اى پيامبر خدا! از اين گفتار ، به من بياموز. [پيامبر صلى الله عليه و آله ] دستى به سرم كشيد و فرمود : «خدايت رحمت كناد! تو پسركى دانا و دانش آموخته هستى» .
[١] براى شناخت وى ، ر . ك : ص ٥٣٩ .