نهج الدّعا (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٥
حديث
١١٥٥.امام على عليه السلام : شنيدم مردى براى پدر و مادرش كه مشرك بودند ، طلب آمرزش مى كند . به او گفتم : براى پدر و مادر مشركت آمرزش مى طلبى؟ گفت : مگر ابراهيم براى پدرش كه مشرك بود ، طلب آمرزش نكرد؟ من ، اين مطلب را به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتم . پس اين آيه نازل شد : «بر پيامبر و كسانى كه ايمان آورده اند ، نسزد كه براى مشركان ، طلب آمرزش كنند» .
١١٥٦.تفسير العيّاشى ـ به نقل از ابو اسحاق هَمْدانى ، از مردى ـ: مردى در كنار من نماز خواند و براى پدر و مادرش كه در جاهليت از دنيا رفته بودند ، طلب آمرزش كرد. گفتم : براى پدر و مادرت آمرزش مى طلبى ، در صورتى كه در زمان جاهليت مُرده اند؟ گفت : ابراهيم عليه السلام براى پدرش طلب آمرزش كرد . من ندانستم چه پاسخى به او بدهم . مطلب را به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتم . پس خداوند ، اين آيه را فرو فرستاد : «آمرزش خواهى ابراهيم براى پدرش ، جز براى وعده اى كه به او داده بود ، نبود ؛ امّا چون بر او روشن شد كه وى دشمنِ خداست ، از او بيزارى جُست» . فرمود : «يعنى چون از دنيا رفت ، معلوم شد كه وى دشمن خداست و ديگر برايش طلب آمرزش نكرد».
١١٥٧.تفسير العيّاشى ـ به نقل از ابراهيم بن ابى البلاد ، از يكى از يار: امام صادق صلى الله عليه و آله فرمود : «مردم درباره اين سخن خداوند كه : «و آمرزش خواهى ابراهيم براى پدرش ، جز براى وعده اى كه به او داده بود ، نبود» چه مى گويند؟». گفتم : مى گويند كه ابراهيم عليه السلام به پدرش وعده داد برايش استغفار كند. فرمود : «اين طور نيست . ابراهيم عليه السلام به او قول داد كه [اگر ]اسلام آورد ، براى او طلب آمرزش كند ؛ امّا چون معلوم شد كه وى ، دشمن خداست ، از او بيزارى جُست» .